Sunday, July 22, 2007

ماشین سلاخی روزمره به کار افتاده است

اعدام یک زندانی به اتهام "برهم زدن امنیت"

در اصفهان دستگاه قضايی جمهوری اسلامی جوانی را در زندان مرکزی اصفهان بدار آویخت. وی اکبر اکبری نام داشت و 23 ساله بود. خبرگزاری حکومتی فارس ضمن اعلام این خبر نوشت "به لحاظ اهمیت موضوع پرونده، متهم به جرم برهم زدن امنیت، در دادگاه کیفری استان اصفهان شعبه 16 در کمتر از یکماه رسیدگی و حکم اعدام وی صادر شد."
---------------------------
اعدام 14 نفر در تهران و همدان

دستگاه قضایی رژیم اسلامی در ادامه سیاست خود مبنی بر ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، روز یکشنبه 31 تیرماه 14 نفر را در شهرهای تهران و همدان اعدام کرد.

12 نفر از این افراد روز یکشنبه در زندان اوین تهران و 2 نفر دیگر در شهر همدان و در ملا عام اعدام شدند.
رژیم اسلامی ماه گذشته طرح سراسری را تحت عنوان مقابله با اراذل و اوباش آغاز کرد و صدها نفر را در شهرهای مختلف ایران دستگیر کرد و دستگاه قضایی رژیم نیز 4 نفر از دستگیرشدگان را اعدام و 20 نفر دیگر را به اعدام محکوم کرده است.

اقدامات سرکوبگرانه رژیم اسلامی در جهت تشدید فشار بر مردم ایران از جمله اجرای حکم سنگسار و اعدام با اعتراض گسترده و شدید نهادهای مدافع حقوق بشر در داخل و خارج ایران روبرو شده است.
منبع خبر:
http://www.payam.nu/2007/julyf/86-04-3111.htm
------------------------
اعدام ۱۶ نفر در تهران

Sun / 22 07 2007 / 11:35

دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: ۱۶ نفر از (به گفته وی) اراذل و اوباش دستگير شده مشهور تهران که مرتکب، تجاوز به عنف، شرارت و آدم ربايی شده بودند، اعدام شدند.

يکشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۶
دادستان تهران در گفت و گو با فارس
:
خبرگزاری فارس: دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: ۱۶ نفر از اراذل و اوباش دستگير شده مشهور تهران که مرتکب، تجاوز به عنف، شرارت و آدم ربايی شده بودند، اعدام شدند.

سعيد مرتضوی در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی فارس، افزود: ۱۲ نفر از اين اشرار، سحرگاه امروز در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند و حکم اعدام ۴ نفر ديگر نيز از آنها نيز هفته گذشته اجرا شده بود. وی گفت: کليه اراذل و اوباش اعدام شده مرتکب جرائمی مانند شرارت، زورگيری، تجاوز به عنف، ‌قمه‌کشی و آدم ربايی شده بودند. مرتضوی تصريح کرد: برای ۱۷ نفر ديگر از اراذل و اوباش نيز درخواست صدور حکم اعدام شده است. اخبار تکميلی متعاقبا ارسال می‌شود.

منبع خبر:
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/13620

- در خبر منبع دوم از بالا، به اعدام 2 نفر در همدان هم اشاره شده است. در هر دو منبع دوم و سوم از بالا، تعداد اعدام شده گان در تهران در دو نوبت و مجموعاً 16 نفر ذکر شده است.
-ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Friday, July 20, 2007

بازگشت دهه 60

رژیم اسلامی در تداوم سیاست تهاجم به حقوق اولیه مردم، به سیاست قتل عامهای دهه 60 بازگشته است. در این سالهای خون و جنایت، صرفاً مخالفت و اظهار نظر، به صدور حکم اعدام منجر میگردید. روشن است، استقرار رژیم احمدی نژاد و وزیرانی که از عوامل اصلی قتل عامهای دهها هزار زندانی سیاسی هستند، تماماً با تبدیل این هدف به سیاست اصلی رژیم اسلامی در شرایط کنونی صورت گرفته است. سرنوشت دو روزنامه نگار و مدافع حقوق شهروندی از شهرهای مریوان و سنندج و خطر اعدام جوانی 17 ساله، صرفاً بدلیل رابطه جنسی، و احتمال اعدام معترضین به گران شدن نرخ بنزین، شاهد بی چون و چرای این واقعیت تلخ است. نیروهای فعال دانشجویی در داخل، طی یکسال گذشته، از طریق مشغول شدن با بحثهای روشنفکران محفل باز خارجه نشین، انجام اختراعات " تئوریک" و نکته پراکنی در محل کامنتهای وبلاگها، وقت و انرژی خود و جامعه را تلف کردند. آنها بدلیل این سهل انگاری آشکار در پاسخ گویی به تعهدات خود، قادر به درک حساسیت اوضاع و ایجاد حداقل تشکل در صفوف خود هم نشده، امروز با بدترین شرایط سرکوب مواجه هستند.

در زیر اطلاعاتی پیرامون وضعیت زندانیان سیاسی عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار در اختیار شما قرار میگیرد. منبع دریافت اطلاعات:
http://www.asre-nou.net/1386/tir/29/m-edam.html
---------------------------

انتقال عدنان حسن­پور و هیوا بوتیمار به سلولهای اطلاعات سنندج

فراخوان روزنامه نگاران ایتالیایی علیه حکم عدنان حسن پور

به گزارش رادیو فردا استفانو مارچللی بنيانگذار سازمان « اطلاع رسانی و دفاع از امنيت خبرنگاران » در بيانيه ای به صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور خبرنگار هفته نامه « آسو » و « هيوا بوتيمار، فعال حقوق بشری » اعتراض کرده است.

استفانو مارچللی که در گذشته بارها در رابطه با خبرنگاران ايرانی که در جمهوری اسلامی به زندان افتاده اند فعاليت های چشمگيری انجام داده است، نوشته است « با توجه به اينکه از آغاز سال جاری ميلادی تا کنون در جمهوری اسلامی ايران، به گفته سازمان عفو بين الملل، ۱۷۷ نفر اعدام شده اند، زمان آن رسيده است که نيروهای دموکرات و دولت های اروپايی سکوت را شکسته و به طور جدی در قبال دولت محمود احمدی نژاد اتخاذ موضع کنند و تجاوزهای روزانه اين حکومت به ابتدايی ترين حقوق انسانی، فردی و اجتماعی را به شدت محکوم سازند».

غرب به گفته بنيانگذار سازمان اطلاع رسانی و دفاع از امنيت خبرنگاران بايد « حمايت از اپوزيسيون ليبرال دموکرات در ايران را در دستور کار خود قرار دهد و دست از بازی های سياسی يا دولتی که هيچگونه ارزشی برای زندگی انسان ها قائل نيست بردارد».

در پی انتشار خبر محکوميت عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار، سازمان اصل ۲۱ ، نهادی که بر مينای اصل ۲۱ قانون اساسی ايتاليا دفاع از آزادی بيان را در اين کشور عهده دار است نيز در همکاری با سازمان اطلاع رسانی و دفاع از امنيت خبرنگاران، در نظر دارد پارلمان ايتاليا را در اين رابطه فعال سازد.

سايت های اينترنتی بسياری از نهادهای صنفی خبرنگاران ایتالیا در اين ساعات سرگرم جمع آوری حمايت از فراخوان برای محکوميت حکم اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار هستند.

انتقال عدنان حسن­پور و هیوا بوتیمار

به سلولهای اطلاعات سنندج

طبق آخرین گزارشات واصله عدنان حسن­پور و هیوا بوتیمار به اداره اطلاعات سنندج تحویل داده شده­اند نه به زندان مرکزی سنندج.

خانواده­های این دو فعال کرد در ارتباطی ضمن تائید این خبر اعلام کرده­اند که مأموران اطلاعات به آنها گفته بوده­اند که فرزندانشان از مریوان به زندان مرکزی سنندج منتقل شده­اند، اما اکنون مشخص شده است که آها تحت نظر مأمران امنیتی در سلولهای اداره اطلاعات به­سر می­برند.

« یک روزنامه نگار مریوانی به اعدام محکوم شد »

رادیو فردا: ليلا حسن پور، خواهر عدنان حسن پور روزنامه نگار مریوانی به راديو فردا گفت که روز دوشنبه مقام های زندان حکم اعدام برادرش را بدون حضور وکلايش، به وی ابلاغ کرده اند.

به گفته خانم حسن پور، برادر وی، عدنان حسن پور در تاريخ پنجم بهمن ماه سال گذشته در شهر مريوان بازداشت شد و مدت طولانی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج و در سلول انفرادی گذراند.

آقای حسن پور که‌ عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده « آسو » و روزنامه نگاری مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته‌ و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده‌ و به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به اعدام محکوم شده است.

ليلا حسن پور تاکيد کرد که خانواده اش، توسط مقام های دادگاه انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات شهرستان مريوان تهديد شده بودند که درباره دستگيری برادرش اطلاع رسانی نکنند.

ليلا حسن پور به راديو فردا گفت: « عدنان شش ماه پيش در منزلمان در مريوان دستگير شد. بعد از آن مادرم به دادگاه مراجعه کرد. آنها به مادرم گفته بودند حق نداريد درباره دستگيری عدنان با کسی صحبت کنيد، چرا که حکمش را سنگين تر خواهد کرد».

خانم حسن پور افزود: « متاسفانه سکوت هيچ فايده ای نداشت و به صدور حکم اعدام عدنان منجر شد و روز دوشنبه بيست و پنجم تيرماه بدون حضور وکلای او حکم اعدام را ابلاغ کردند .»

به گفته ليلا حسن پور، عدنان « تنها نان آور خانواده » است و به دليل بيماری قلبی مادرش قادر نبوده اند به وی خبر صدور حکم اعدام عدنان را بدهند.

خانم حسن پور درباره اتهامات عدنان حسن پور گفت: « جرم عدنان به جز روزنامه نگاری چيزی نيست. جرم او قلمش است .»

خانم حسن پور با ناعادلانه خواندن حکم برادرش از مجامع بين المللی و سازمان های حامی حقوق بشر خواست تا مانع از اجرای حکم برادرش شوند.

هنوز مقام های رسمی ایران درباره صدور حکم اعدام برای یک روزنامه نگار در کردستان، خبری منتشر نکرده اند.

« صدور حکم اعدام یک فعال مدنی »

همزمان برخی رسانه های محلی خبر از صدور حکم اعدام برای هيوا بوتيمار، یک فعال مدنی داده اند.

آقای بوتيمار مدتی طولانی را در بازداشتگاه ستاد خبری ۱۱۳ سنندج و سپس در زندان مريوان گذارنده است.

به گزارش اين رسانه ها، هيوا بوتيمار به اتهام ارتباط با گروه های مخالف نظام به اعدام محکوم شده است.

این خبر هنوز از سوی منابع نزدیک به این فعال مدنی یا مقام های رسمی، تایید نشده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Thursday, July 19, 2007

اطلاع به بازدید کننده گان

!بازدید کننده گرامی

وبلاگ کاپیتال به روز شد.

Wednesday, July 18, 2007

توضیح پیرامون امضاء بیانیه های اعتراضی

در روزهای اخیر دو بیانیه اعتراضی علیه اعمال فشارهای سرکوبگرانه نسبت به زندانی سیاسی و نماینده انجمن صنفی نانوایان شهر سقز، آقای محمود صالحی منتشر شده است. در دو بیانیه مذکور، امضاء این نگارنده نیز موجود است. هر دو متن بالا از سوی افراد و مجامع مستقل تهیه شده، اقدامی هر چند کم تأثیر، اما مثبت محسوب میگردد.

در همین حال، کمیته ها و مجامعی تشکیل شده، نامه نگاریها و تلاشهای دیگری نیز جریان داشته است. یکی از تلاشهای فوق، به مروجین تمایلات فرقه ای، سوء استفاده سیاسی، و توسل به روشهای فرصت طلبانه و ناسیونالیستی در برخورد به رنج و مقاومت محمود صالحی مربوط است؛ بوِیژه اینکه، جریان مبتکر آنها، جریانی ضد فدایی- یعنی ضد جنبشهای انقلابی در تاریخ معاصر ایران و جهان- بوده، در پراکنده گی نیروهای مبارز و دشوار ساختن فعالیت چپ انقلابی - نظیر ویرانگری حزب توده و " اکثریت "- از طریق تهاجم سیاسی، دروغ و تحریف و دسته بندیهای بوروکراتیک علیه آن نقش داشته است. برخورد این جریان به موضوع محمود صالحی، علیرغم جنجال و هیاهوی افراد آن در خارج از کشور، برخوردی غیرصادقانه بوده، از بیگانگی با جنبشهای سراسری، در تبعیت از تئوری مضحک " سرشناس" شدن*1، بطور خاص موازی سازی علیه مسئولین سندیکای کارگران شرکت واحد ناشی میشود. افراد جریان فوق و یا نزدیکان به آن، از یک طرف به اشکال گوناگون در پی تخریب چهره منصور اسانلو و تضعیف سندیکای کارگران شرکت واحد هستند، از سوی دیگر بشدت عصبی و هیستریک بدنبال ایجاد رقیبی برای او در " جنبش کارگری" خود هستند. این جریان از سالها پیش به همین شیوه، در تلاش برای کم اهمیت ساختن جنبشهای سراسری، و یا هم وزن جلوه دادن موقعیت یک انجمن صنفی در یک شهر کوچک، با تلاش بزرگ فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و معلمان و نویسنده گان ضد سانسور در سراسر کشور است؛ سیاستی که بی شباهت به روش سازمان مجاهدین در رئیس جمهور تراشی برای مردم ایران نیست.

این افراد و محافل فرصت طلب، قبل از اینکه نسبت به وضعیت دردناک زندانی سیاسی محمود صالحی تفاهم و توجه ایجاد کنند، مخاطب خود را با تبلیغات ناسیونالیستی و غیرواقعی پیرامون " رهبر سرشناس جنبش کارگری ایران و جهان" و یا پیرامون موقعیت کردستان گمراه ساخته، برای جریان محلی خاصی دست به تبلیغات سیاسی زده، نسبت به جذب موضوع فوق در جامعه، دافعه ایجاد میکنند. محافل بین المللی و جریانات غیر ایرانی، براحتی به انگیزه ها و منافع پشت پرده این نوع تبلیغات ارزان و شوهای کودکانه پی برده، به یک حمایت جدی و مؤثر تمایل کمتری نشان خواهند داد. نه فقط در این مورد، بلکه در موارد متعدد دیگری، طیف سیاسی نامبرده، بیش از فعالیت واقعی و اعتماد برانگیز، به شوپردازیهای بیروح، تصنعی و ناشیانه روی آورده، به اعتبار کلام و ارزش فعالیت اپوزیسیون مبارز در خارج لطمه وارد می آورد.

اپوزیسیون چپ خارج از کشور، به دلیل عملکردهای فرقه ای محض محافلی از نوع بالا، فرصتهای بزرگی را برای ایجاد سدی علیه شدت گیری موج سرکوبگریهای اخیراز دست داد- شرایط غیرقابل تحمل زندانیان سیاسی، از جمله محمود صالحی، خود سند اثبات این مدعا است. تلاشهای سیاسی- فردی یا گروهی و در اشکال گوناگون- در داخل و خارج برای حفظ جان و آزادی زندانیان، و لغو احکام زندان و پیگرد علیه معترضین- مستقل از محل زندگی و وابستگی محلی- باید چندین برابر شود. این اما مانع از آن نمیشود، که فرصت طلبی و ریاکاری گروههایی که به رشد جریانات ضد مارکسیستی- حتی سلطنت طلبان- فعالانه کمک کرده، هم اینک نیز از شکنجه و مرگ تدریجی اسیر شده گان نان میخورند، ناگفته بماند؛ جریاناتی که نسبت به نیروی اصلی انقلاب بهمن- سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- به اشکال ارتجاعی خصومت ورزی غلطیده، در تضعیف صف مردم و ایجاد شرایط مناسب برای تثبیت رژیم ترور نقش ایفا کردند.
---------------------
توضیحات

*1- پس از آزادی ناصر زرافشان از زندان رژیم اسلامی، یکی از جریانات طیف کومه له- " کمونیسم کارگری"، ضمن انتشار اطلاعیه ای، به ناصر زرافشان مدال افتخار داد که: هم اکنون او به یک " چهره سرشناس" تبدیل شده است!! بیخبر از اینکه، ناصر زرافشان سالهاست که یک " چهره سرشناس" است! اما این موضوع برای زرافشان، که نه مروج ادعاهای بزرگ، و ارضاء کننده تمایلات عقب مانده از طریق خودستایی، بلکه یک مبارز جدی و دموکرات پیگیر است، هیچ ارزشی ندارد. او به این فکر نمیکند که " سرشناس" شود، بلکه به اینکه، کاری برای جامعه و قابل تحمل شدن زندگی برای خود انجام دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Sunday, July 15, 2007

تشدید وخامت جسمی محمود صالحی

محمود صالحی به حالت اغماء فرو رفت

طبق خبرهای رسیده از منابع کارگری در سنندج، در شب پنجشنبه 22/4/1386 محمود صالحی در زندان سنندج به حالت اغماء فرو می رود.

این گزارشات حاکیست که مسئولان بند با کمک دیگر زندانیان، او را که در بیهوشی به سر می برد به بهداری زندان منتقل می کنند و بعد از 6 ساعت، مسئولان زندان مجوز انتقال وی را به بیمارستان خارج از زندان صادر می کنند.

بدین ترتیب محمود صالحی در حال بیهوشی به بیمارستان توحید سنندج برده شده و مورد درمان قرار می گیرد. اما علیرغم توصیه پزشکان، در ساعت 9 صبح روز جمعه مجدداً به زندان سنندج رجعت داده می شود.

منبع خبر: سایت سلام دموکرات، یکشنبه 24 تیر 1386- 15 ژوئیه 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Friday, July 13, 2007

تشکیل هیئت مؤسس سندیکای کاربران کامپیوتر


22 تیر 1386- 13 ژوئیه 2007

گروهی از شاغلین در رشته صنعتی- خدماتی کامپیوتر در کشور، دست به تأسیس هیئت مؤسس سندیکای کاربران کامپیوتر زده، شهروندان ذینفع در این بخش را به همکاری در پیشبرد امور آن، دعوت نموده اند. فراخوان دهنده گان، ضمن بر شمردن شرایط " غیرانسانی" حاکم بر وضعیت شاغلین این حرفه، که عمدتاً نیز از میان زنان و دختران جوان هستند، بر وجود " ظلم و بی عدالتی و سوءاستفاده های مختلف" در این صنف انگشت گذاشته، آن را دلیل تأسیس یک تشکل مستقل اعلام نموده اند. در توضیح هیئت مؤسس سندیکای نامبرده آمده است:

" بسياري از ایشان از آنجا كه اطلاعي از مسائل حقوقي و قوانين كارندارند؛ باشرايط بسيار تحقير آميز وغير انساني بدون بيمه و بدون قرارداد قانوني و با دستمزد بسيار پايين تر از حداقل دستمزد مصوب وزارت كار مشغول به كار مي شوند ".

از این رو، این گروه از مزد و حقوق بگیران، تحت فشارهای فزاینده معیشتی قرار داشته، چاره را در تشکل خویش و دفاع از حق برخورداری از یک زندگی انسانی از این طریق یافته اند. اطلاعیه هیئت مؤسس، کاربران مورد خطاب خود را عمدتاً منشی، تایپیست، برنامه نویس و یا اپراتور انواع نرم افزارهای موجود معرفی نموده اند.

آغاز تأسیس سندیکای کاربران کامپیوتر که خود را صریحاً یک " نهاد مدنی کارگری" نامیده، مطمئنناً گشودن بهترین و صحیح ترین راه تأمین خواسته های این بخش از شهروندان کشور است که نظیر کارگران، مداوماً به سقوط به شرایط برده گی سرمایه داران و رژیم سرکوبگر اسلامی تهدید میشوند. تشکلهای کارفرمایان بخشهای مختلف انفورماتیک و کامپیوتر، سالهاست که با حمایت رژیم اسلامی شکل گرفته، از قدرت مالی و حمایت سیاسی برای تاراج حاصل کار کارکنان زحمتکش و بی حقوق این صنف نفع میبرند. بدون شک یکی از علل عدم تأسیس سندیکای کاربران کامپیوتر تاکنون، همین ممانعت کارفرمایان و ادارات دولتی رژیم اسلامی از تلاشهای کاربران به این منظور بوده است.

عزم کاربران کامپیوتر برای ایجاد تشکل مستقل خود، باید هر چه زودتر کارگران واحدهای صنعتی بزرگ*1، دانشجویان، معلمان، پرستاران و سایر گروههای شغلی را به ایجاد تشکلهای سندیکایی مستقل از رژیم و سرمایه داران تشویق کند. تشکلها، کانونها، انجمنها و مجامع کوچک و پراکنده، غیر پایدار و فاقد نظامات سندیکایی در میان معلمان، پرستاران، کارگران کارگاهی و خدماتی در برخی مؤسسات و مناطقی نظیر کردستان، قادر به بسیج نیرو، عضوگیری منظم و ایجاد یک نهاد قدرت در برابر کارفرمایان و حکومت اسلامی نیستند. در حالیکه تغییر مسیر به سمت سازمانیابی قدرتمند سندیکایی و عضوگیری فعال، قادر است ظرفیتهای عظیمی را در جامعه آزاد کرده، کارگران را در موقعیتی بمراتب بهتر در مقابل کارفرمایان و حکومت اسلامی قرار دهد.
--------------------------
توضیحات
*1-
اخیراً کارگران نیشکر هفت تپه، در میان خواسته های 13 گانه خود، صریح و روشن، در بند 4 از صورت مطالبات خود، " حق داشتن سندیکای کارگری" را مطرح نموده اند. خواسته های کارگران نیشکر هفت تپه و بند مربوطه در نشانی زیر قابل دریافت است:

http://j-shoraii.blogspot.com/2007/06/blog-post_16.html
در زیر، نشانی محل درج نخستین اطلاعیه هیئت مؤسس سندیکای کاربران کامپیوتر:
http://www.syndicavahed.com/karbaran-rayaneh.htm

در زیر، نشانیهای اینترنتی برای تماس با هیئت مؤسس سندیکای کاربران کامپیوتر
syndicarayaneh@yahoo.com
h.m.s.k.comp@gmail.com
شماره تلفن تماس با هیئت مؤسس سندیکای کاربران کامپیوتر: 2569960-0935
--------------------------
!خواننده گرامی

وبلاگ " کاپیتال" به روز شد. در صورت علاقمندی، توجه شما را به مطالعه قسمتی از موضوع کار این وبلاگ در نشانی زیر تحت عنوان: " پاراگراف 22 از پی گفتار بر چاپ دوم جلد اول کاپیتال، اثر کارل مارکس" جلب میکنم.
http://kapital.blogfa.com/post-43.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

! جنایتی جدید در شرف وقوع

نوجوان 17 ساله در سنندج، در آستانه اعدام قرار دارد

به: سازمان عفو بین الملل ونهادهای مدافع حقوق بشر

نوجوانی ۱۷ ساله بنام مصلح زمانی پس ازتحمل چهار سال حبس درزندان سنندج محکوم به اعدام شده است
.
حکم اعدام مصلح توسط شعبه ۲۷ تجدید نظردیوان عالی کشور به ریاست محمد رضا بروجردی ومستشار سید حسن جعفری تایید شده وبرای اجرا حکم به مقامات قضایی شهر سنندج اعلام گردیده است
.
مصلح زمانی به اتهام ارتباط جنسی با دوست دخترش پس ازچندسال حبس کشیدن محاکمه و براساس ماده ۱۰۵ مجازات اسلامی به اعدام محکوم شده است. برای نجات جان مصلح زمانی از اعدام تلاش کنید!
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشرایران
۲۰ تیرماه ۱۳۸۶
-----------------------
!خواننده گرامی

وبلاگ " کاپیتال" به روز شد. در صورت علاقمندی، توجه شما را به مطالعه قسمتی از موضوع کار این وبلاگ در نشانی زیر تحت عنوان: " پاراگراف 22 از پی گفتار بر چاپ دوم جلد اول کاپیتال، اثر کارل مارکس"، جلب میکنم.

http://kapital.blogfa.com/post-43.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Thursday, July 12, 2007

بی خبری کامل از منصور اسانلو

21 تیر1386- 12 ژوئیه 2007

از سرنوشت منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، که عصر روز 19 تیرماه توسط دسته جات ترور رژیم اسلامی در خیابان ربوده شد، همچنان هیچگونه اطلاعی در دست نیست. نه فقط خانواده و دوستان او، خبری از وضعیت بازداشت او بدست نیاورده اند، بلکه مسئولین قضایی رِژیم اسلامی هم از هرگونه اظهارنظری در این زمینه خودداری میکنند. هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد هم اینک در حال آماده سازی برگزاری مجمع عمومی دوم این تشکل که طبق اساسنامه آن، هر 2 سال یکبار برگزار گشته، مسئولین جدید این سندیکا را انتخاب میکند، میباشد.

منصوراسانلو در روزهای اخیر از مسافرت به کشورهای انگستان و بلژیک و سخنرانی پیرامون شرایط کارگران ایران در مجامع کارگری بین المللی به تهران بازگشته بود. رژیم اسلامی احتمالاً موضوع مسافرت خارج از کشور او را بهانه و فرصتی برای جلوگیری از برگزاری مجمع عمومی دوم و ایجاد اختلال در ادامه فعالیتهای معمولی این تشکل مستقل کارگری قرار میدهد.

بازداشت منصور اسانلو، در کنار تشدید همه جانبه سرکوب علیه همه عناصر و نیروهای معترض، درعین حال تصویری از موقعیت کنونی رژیم اسلامی بدست میدهد. شورش ناگهانی مردم در اعتراض به افزایش قیمت بنزین و مایحتاج زندگی، تحت عنوان سهمیه بندی آن، به روشنی نشان داد، که نفرت مردم میتواند بناگهان و بدون امکان مقابله رژیم اسلامی با آن، حتی در پایتخت سربلند کرده، بسرعت در اشکال خشمگینانه ظهور کند. عدم وجود یک اپوزیسیون انقلابی و هیچگونه سازمانیافتگی سیاسی در داخل، که جامعه کاملاً به آن آگاه است، مردم را بطور اجتناب ناپذیری به دفاع فوری از زندگی خود، ابراز سریع نارضایتی و ابتکارات ناگهانی سوق میدهد. توده های مردم با آگاهی به فقدان قشری از سازمانگران باتجربه و باقیمانده از نسل گذشته، و عدم توانایی انجام یک مبارزه سازمانیافته که ایجاد تشکلهای جدید به این منظور خود به زمان نیاز داشته، در این رژِیم به کشتارهای فعالین و رهبران آتی می انجامد، به روی آوری به شورشها و خیزشهای فوری تمایل پیدا میکنند. مطمئناً هر یک از شورشهای صورت گرفته، قادر به سرنگونی رژیم اسلامی نیست، اما واقعیت قیام 57 بخشی از خود- آگاهی مردم ایران را تشکیل داده، امید به شکل گیری یک قیام بزرگ و ناگهانی از پس شورشهای شکست خورده، مداوماً رشد میکند. شورشهای کنونی از یک طرف، خود- انگیخته و فاقد سازمانیافتگی سیاسی است، از سوی دیگر اما شورش کننده گان از وضعیت بحرانی کشور و خاورمیانه و نارضایتی عمیق همگانی شناخت داشته، اقدام خود را پیشروی به
سوی فرارسیدن شورش آخر میبینند.
بازداشت منصور اسانلو، از مجموعه شرایط سرکوب و وضعیت عمومی جامعه جدا نبوده، نشانه جدیدی از تهاجم به بدیهی ترین حقوق مردم است. اینکه وضعیت جامعه و نتایج فشارهای کنونی به مردم، در کوتاه مدت به کجا خواهد انجامید، روشن نیست. اما روشن است که بموازات عنان گسیختگی هر چه بیشتر رژیم اسلامی، مقاومتهای مردم، برخلاف دهه 60، گسترش یافته، بازهم در اشکالی نظیر دوره اخیر سرباز خواهد کرد.
----------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانکی در خارج از کشور میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کرد. همچنین با انعقاد قرارداد ثابت با بانک، میتوان به ارسال منظم پول، چه ماهانه و چه 2 یا 3 ماه یکبار، به حساب فوق اقدام نمود.
-----------------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها
کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و مدافعین رژیم پهلوی، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
--------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.toumaj.blogfa.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Tuesday, July 10, 2007

تشدید تروریسم افسارگسیخته رژیم اسلامی


19 تیر 1386- 10 ژوئیه 2007

رژیم اسلامی بطور بیسابقه ای به تشدید شرایط سرکوب متوسل شده است. در روزهای گذشته، یک زندانی مطلقاً بیگناه، پس از تحمل سالهای طولانی زندان، در روستایی در اطراف قزوین، بشیوه جنایتکارانه ای سنگسار شده است. طی ماهها و هفته های گذشته نیز اعدامهای علنی و غیرعلنی، در مواردی حتی به اتهام رابطه جنسی، با شدت جریان داشته است. مقامات قضایی رژیم اخیراً از اعدام 20 نفر در روزهای آتی در تهران و تعداد دیگری در روزهای پس از آن خبر میدهند. همچنین بنابه برخی گزارشهای قبلی، احتمال اعدام افرادی در کردستان نیز منتشر شده است. صدور حکم زندان و شکنجه برای فعالین جنبش زنان و همچنین تأیید حکم اعدام علیه یک زن زندانی نیز به اخبار روزهای اخیر تعلق دارد.

علاوه بر توحش آشکار رژیم اسلامی در موارد بالا، روز 18 تیر به دستگیری گروهی از دانشجویان ناراضی و یا مبارز ختم شد. در آخرین اقدام سرکوبگرانه جدید، منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد نیز، امروز در مقابل چشمان عابرین و همکاران خود در خیابان ربوده شد.

همه قرائن موجود، از وجود یک نقشه جنایتکارانه کشتارهای وسیع در کشور خبر میدهند. حکومت اسلامی برای حل بحرانهای داخلی و بین المللی خود، به در پیش گرفتن سیاست کشتارهای همگانی نظیر دهه 60 و یا نابودی کامل هر نشانی از امکان تنفس سیاسی روی آورده است. هدف از اعدامها و دستگیریهای اخیر، از یک طرف از سرگذراندن مقطعی فشار ناشی از مقاومت مردم از طریق ارعاب جامعه، از سوی دیگر بازداشت هر چه بیشتر مخالفین رژیم و توسل به قتل عام فوری آنها در شرایط یک درگیری نظامی احتمالی با رقیبان منطقه ای و بین المللی آن است.

جان بازداشت شده گان اخیر، بویژه منصور اسانلو، بطور جدی در خطر است. آنها گروگانهای رژیم اسلامی برای وادار ساختن مردم به عقب نشینی، و قربانیان اولین روز بروز یک بحران جنگی در خلیج فارس هستند
-------
خواننده گرامی! توجه شما را به مطلبی که پیش از این تحت عنوان " هشدار! خطر قتل منصور اسانلو "
در نشانی زیر منتشر شده است، جلب میکنم
------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانکی در خارج از کشور میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کرد. همچنین با انعقاد قرارداد ثابت با بانک، میتوان به ارسال منظم پول، چه ماهانه و چه 2 یا 3 ماه یکبار، به حساب فوق اقدام نمود.
----------------------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و مدافعین رژیم پهلوی، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
---------------------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.toumaj.blogfa.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Saturday, July 07, 2007

تمرین شجاعت


هشت سال از خیزش انقلابی نسل جدید، در 18 تیر سال 78 سپری گشت

برای نخستین بار پس از دهه هولناک کشتارهای دسته جمعی، نسل جدید و مردم معترض، در 18 تیر ماه سال 1378، دست به تعرض زده، رژیم اسلامی را در کوچه و خیابان به مصاف طلبیدند. این قیام خودبخودی قادر نشد توده های میلیونی را به حرکت در آورده، حکومت تبهکاری و درنده خویی را به عقب براند. خیزش نسل جدید کشور اما طی 6 روز مبارزه ای رو در رو، روح جسارت وعمل مستقیم را بر کالبد بی جان جامعه کوفته و شکست خورده دمید. شورشهای کنونی توده های بجان آمده در کشور، که علیه هجوم رژیم و سرمایه داران به سطح ناچیز معیشت خود بپا خواسته اند، ادامه باروری نهالی است که در روز 18 تیر سال 78 از زیر تلی از خاکستر رکود ناشی از حکومت سالها ترور و وحشت جوانه زد.

جنبش دانشجویی هم اینک دچار عقب نشینی و ناچار به تحمل خسارات سنگینی شده است. این به از دست رفتن امکانات فعالیت علنی، تعلیق، اخراج و بازداشت صدها دانشجوی مبارز برمیگردد. جناح پیشرو در دانشگاههای کشور، قادر نشد دوره جدایی اجتناب ناپذیر از وابستگی به جناح اصلاح طلبان ( انجمنهای اسلامی ) و همزمان با آن، تهاجم رژیم برای تحقق " انقلاب فرهنگی" جدید آن را، به مسیر تأسیس سازمانهای مبارز دانشجویی سوق دهد. روشن است، مبارزات دانشجویی بدون تشکلهای مستقل و توده ای راهی برای پیشروی در برابر خود ندارد.

در آغاز نهمین سال فرارسیدن روز 18 تیر 78، که بحق در کنار 16 آذر سال 32 به نقاط عطف تاریخ مبارزات انقلابی مردم ایران تعلق دارد، باید تمرکز همه نیروهای آگاه و فعال در دانشگاهها، برای ایجاد تشکل مستقل سراسری، در صدر وظایف فعالین دانشجویی قرار گیرد.
--------------------
!خواننده گرامی


در صورت علاقمندی، توجه شما را به مطلبی در نشانی زیر، تحت عنوان" شانزدهم آذر در شرایطی دیگر"، که در سال گذشته منتشر شد، جلب میکنم:
http://j-shoraii.blogspot.com/2006/12/blog-post.html
--------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها



کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و مدافعین رژیم پهلوی، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
--------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.toumaj.blogfa.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Friday, July 06, 2007

! من برگ را سرودی کردم


! یاد رهبر سازمان رفیق حمید اشرف و همرزمان او گرامی باد

روز 8 تیر سال 1355، روز جانباختن رفیق حمید اشرف و 10 همرزم او*1، از مسئولین اصلی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران از سراسر کشور، در منطقه مهرآباد جنوبی تهران است. نشست سازمان در این تاریخ، برای بررسی علل ضربات پی در پی ساواک، که از اواخر سال 1354 بویژه اردیبهشت سال 1355، لطمات سنگینی به تشکیلات وارد آورده بود، برگزار گردیده بود. در این درگیری 4 ساعته، که ساواک از زمین و هوا به درهم کوبیدن محل تجمع رفقای سازمان دست زد، طی مقاومتی حماسی تا آخرین لحظه زندگی، 11 کمونیست رزمنده جانباختند. جانیان رژیم پهلوی، تنها 2 سال پس از کشتار رفقای فدایی، خود با اوجگیری مبارزات توده ای در کشور، در دریای خشم مردم گرفتار شده، بعضاً به سزای جنایات خود رسیدند.

حمید اشرف در سال 1325 در تهران متولد شده و بدلیل مأموریت شغلی پدر، کارمند راه آهن تهران، به همراه خانواده خود به شهر تبریز نقل مکان میکند. او از سن 7 سالگی در میان آهن و سنگ و خاک خطوط آهن و محوطه اطراف آن، با فرزندان کارگران خطوط آهن هم بازی میشود. دوران زندگی کودکی و نوجوانی در محیط سیاسی و فرهنگی پیشرو تبریز، هنوز متأثر از نتایج اقدامات انقلابی دولت پیشه وری، و تماس هر روزه با کار سخت و زندگی فقیرانه کارگران خطوط آهن، به شخصیت عدالتخواه، آشتی ناپذیر و جسور او شکل میدهد.*2

حمید اشرف در اوائل دهه 40 و در سن 17 سالگی، از اولین اعضاء گروه جزنی – ضیاء ظریفی، یکی از گروههای تشکیل دهنده سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود. طی ملاقات میان رفقا حمید اشرف و مسعود احمدزاده در انتهای سال 1349 در تهران، تصمیم نهایی برای ادغام 2 گروه و شروع عملیات مسلحانه اتخاذ میگردد. پس از ضربات مهلک اسفند سال 49 و اوائل سال 1350 و جانباختن مسعود احمدزاده، امیرپرویز پویان و رفقای بنیانگذار دیگر، حمید اشرف بخش اعظم مسئولیت رهبری سازمان را بر دوش کشیده، نقش اصلی را در بازسازی و تبدیل آن به نیروی بسیار مؤثر اپوزیسیون رژیم سلطنتی ایفا نمود. از این رو، در ادبیات سازمان فدایی، حتی همه جناحهای انشعابی، از او بمثابه " رهبر سازمان" نام برده شده است.

مرگ حمید اشرف در دوره خود، بویژه یک سال پس از اعدام رفیق بیژن جزنی، تأثیری کاملاً محسوس بر روحیات بخش پیشرو جامعه ایران باقی گذارده، جزئی از روانشناسی جامعه دوره فوق را تشکیل میدهد. اکثریت آنهایی که اندکی حساسیت سیاسی و یا هنری نسبت به جامعه و کمترین احساسات ترقیخواهانه و چپ داشتند، مرگ حمید اشرف را با اندوه و تلخی غیر قابل توصیفی، نظیر تهاجم به شخصیت فردی، تحقیری نابودکننده و خرد شدن غرور انسانی، زخمی عمیق و کاری تا اعماق روح خود، و برباد رفتن رؤیاها و آرزوهای جوانی لمس کردند. جانباختن حمید اشرف، که به سمبل شجاعت و مبارزه جویی نسل جوان مبدل شده بود، تحت شرایط آغاز تدریجی اعتلاء مبارزات توده ای، تأثیری متضاد و دوگانه برجای گذاشت. این رویداد مهلک از یکطرف سازمان فدایی را بطور کامل فلج ساخته و رهبری جنبش انقلابی- دموکراتیک را در بوته ای از ابهام فرو برد. از سوی دیگر و درست در جهت عکس آن، اندوه بزرگ و فروخورده نسل جوان را به کینه ای بنیان کن ارتقاء داده، راه پیوستن قطعی میلیونها نفر از جوانان کشور به مبارزه علیه رژیم پهلوی را هموار ساخته، نقش تیر آخر را برای حیات سراسر جنایت رژیم ساواک ایفا کرد.

رفقای جانباخته در درگیری روز 8 تیر سال 1355

حمید اشرف
طاهره خرم
محمدرضا یثربی
غلامعلی خراطپور
یوسف قانع خشکه بیجاری
عسگر حسینی ابر ده
فاطمه حسینی
محمد حسین حقنواز
محمد مهدی فوقانی
غلامرضا لایق مهربانی
علی اکبر وزیری
-------------------
توضیحات
*1- برخی منابع، تعداد جانباختگان روز 8 تیر را مجموعاً 10 رفیق ذکر کرده اند. منبعی که ویدوئوکلیپی در این رابطه در اینترنت منتشر ساخته، از 11 نفر نام برده است. نگارنده در فرصتی دیگر با دقت بیشتری این موضوع را دنبال نموده، در صورت ضرورت آمار درج شده در اینجا را تصحیح خواهد نمود.

*2- نگارنده این سطور، سال گذشته مطلبی را در نشریه " کار " گروه عباس توکل ( موسوم به: " سازمان فداییان- اقلیت") و یا ضمیمه یکی از شماره های آن، در یادبود رفیق حمید اشرف مطالعه کرده است. همه تلاش بعدی در اینترنت، برای دست یافتن به مطلب فوق بی نتیجه ماند. در نشریات شماره خرداد، تیر و مرداد سال گذشته این سازمان هم، مطلب موضوع بحث یافت نشد. تنها با اتکاء به حافظه شفاهی، مطالبی مربوط به دوران کودکی و نوجوانی رفیق حمید را از منبع فوق نقل میکنم. امیدوارم در صورت نادرستی، خواننده گرامی مرا راهنمایی کند. در هیچ یک از سایتهای منتسب به فدایی، زندگی نامه ای، حتی ساده و کوتاه از رفیق حمید اشرف یافت نشد.

- براساس توصیف دقیق زندانی سیاسی سابق وابسته به سازمان در مقطع فوق، مهدی سامع، رفیق حمید اشرف از قسمت پیشانی و احتمالاً با شلیک گلوله مسلسل نیمه سنگین از هلیکوپتر جانباخته و پس از پایان درگیری، جنازه رفیق حمید بر بالای بام ساختمان قرار داشته است. مهدی سامع به اعلام خود، پس از پایان تیراندازی، از سوی مأموران ساواک بهمراه یک رفیق زن زندانی، برای شناسایی جنازه رفیق حمید به ساختمان محل درگیری منتقل شده، شخصاً با چشمان باز جنازه رفیق را شناخته و به محل اصابت گلوله و محل خروج آن نیز دقت نموده است.
http://www.jonge-khabar.com/hamid/ashraf.html

- در اشاره مبهم و کوتاه و ملال آوری در سایت گروه عباس توکل( موسوم به: " سازمان فداییان- اقلیت"، ادعا شده، رفیق حمید در لحظات آخر، دست به خودکشی زده است؛ فرخ نگهدار نیز ضمن مطلبی در سال گذشته، همین نظر را در یک جمله کوتاه و بدون هیچ توضیحی مطرح نموده است.

در توضیح گروه عباس توکل همچنین، با تقلید از روش جریانات اپورتونیستی، بویژه طیف کومه له- " کمونیسم کارگری"، از رفیق حمید، تحت عنوان " چهره سرشناس"!!؟؟ نام برده شده، که به هیچ وجه به فرهنگ سیاسی سازمان فدایی تعلق ندارد. حتی عبارت " کبیر" نیز برخوردی ناشی از احساسات دوره قیام 57 بوده، با روحیات و عادات رفقای بنیانگذار سازمان ابداً سازگار نیست. سازمان فدایی هرگز مروج اخلاقیات عقب مانده و کیش شخصیت بدوی جریانات غیرانقلابی، که در دوران شکست انقلاب بهمن از سال 60 به بعد، به تجدید نظری ارتجاعی تر از سوسیال دموکراسی در مبانی نظری مارکسیسم- لنینیسم دست زدند، نبوده است.
http://www.fadaian-minority.org/tir/08_04.html

در نشانی زیر، یک ویدئو کلیپ، در ارتباط با یادبود جانباختگان روز 8 تیر قابل دریافت است
.
http://www.youtube.com/watch?v=iofPceR-xpE
ــــــــــــــــــــــــــــ

Thursday, July 05, 2007

توضیح پیرامون تغییر عنوان یک مطلب

!خواننده گرامی

در صورت علاقمندی، توجه شما را به مطالعه یادداشتی که در نشانی زیر در همین وبلاگ، تحت عنوان " توضیح به خواننده گان پیرامون مطلب زیر"، آمده است، جلب میکنم.

Wednesday, July 04, 2007

اطلاع به بازدیدکننده گان

!بازدید کننده گرامی

وبلاگهای " دموکراسی اقتصادی" و " کاپیتال" به روز شدند.

http://nirouye-kar.blogfa.com/post-36.aspx

! زندانیان سیاسی در آستانه مرگ

13 تیر1386- 4 ژوئیه 2007

رژیم اسلامی بدون پرده پوشی، سیاست قتل و اعدام زندانیان سیاسی را در پیش گرفته است. اخبار متعددی از سراسر کشور، همچنین تیراندازی منجر به قتل، بسوی معترضین به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف، بویژه شهر یاسوج، نمایش افسار گسیختگی دژخیمان و گام گذاشتن به مرحله شلیک آخر به سوی مبارزات توده ای، پس از شدت گیری آن در 2 سال اخیر است. دو خبر زیر، که به کردستان مربوط است، بویژه تشدید سیاست ترور رژیم اسلامی را هرچه بیشتر عریان میسازد.

-------------------------

دريافتی از خوانندگان

جان محمود صالحی از فعالان کارگری کردستان به شدت در خطر است. کليه های محمود صالحی از کار افتاده است. بدن اين فعال کارگری در اثر شکنجه و ناراحتی کليه به حدی متورم شده است که لباس بر تن او نمی رود. قاضی دژخيم پرونده رسما به آشنايان او عنوان نموده است: او را آنقدر نگه مي داريم تا در زندان بميرد.
-------------

براساس گزارش یک منبع خبری دیگر، دو زندانی سیاسی در کردستان، در آستانه اعدام قرار دارند. زندانیان سیاسی نادر محمدی و کیومرث محمدی، هم اینک 5 ماه است که در در شکنجه گاه سنندج به بند کشیده شده اند. این دو زندانی که به جرم مطلقاً اثبات نشده قتل یکی از جنایتکاران وابسته به رژیم در سنندج به اعدام محکوم شده اند، از جوانان معترض شهر سنندج هستند. هر دو زندانی متاهل و یکی از آنها دارای دو فرزند کوچک است. خانواده دو زندانی فوق تاکنون هیچ اطلاعی از محل بازداشت آنها نداشته اند.

خبر بازداشت و صدور حکم اعدام برای زندانیان فوق، تاکنون هیچ انعکاسی در رسانه های خارج نداشته است. هنوز فرصت اندکی برای انعکاس وسیع خبر و جلوگیری از قتل آنها از سوی مأموران این رژیم جانی وجود دارد؛ بشرطی که از این فرصت کوتاه، حداکثر استفاده صورت گیرد.

منبع خبر اول:
. این خبر، امروز 13 تیر86- 4 ژوئیه 07 مخابره شده است.

منبع خبر دوم:
http://www.azadi-b.com/j.m/2007/07/post_193.html
-----------------------------
!خواننده گرامی

وبلاگهای " خود- آگاهی" و " یادداشتهای اولیه"، نیز به روز شده اند.
http://khod-agahi.blogfa.com/post-6.aspx
http://www.omid1917.blogfa.com/post-11.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Monday, July 02, 2007

صدایی هست ؟


خبر زیر از قتل یک شهروند بیگناه، در روز [ 30 خرداد- 20 ژوئن] به اتهام رابطه جنسی با برادر کوچکتر خود، حکایت میکند. زن مورد بحث که به شیوه جنایتکارانه ای از سوی دژخیمان این رژیم وحشی به دارآویخته شده است، بچه ای از برادر خود بدنیا آورده است. اقدام رژیم اسلامی در قتل این زن بیگناه که تنها طی یک حادثه، چه بسا ناخواسته، فقط صاحب فرزندی شده است، از نوع جنایت علیه بشریت بوده، باید با صدایی بلند و بویژه نزد مجامع بین المللی محکوم میگشت. اما این رویداد تلخ و غم انگیز، حتی یک انعکاس ساده هم نداشت.

------------------------------

!
مجازات جنسی اعدام برای زنی در گرگان


...

هشت روز پيش زنی كه از برادر خودش فرزندي هم به دنيا آورده بود، در گرگان به دار آويخته شد. بچه، ظاهرا به بهزيستی سپرده شده و برادر كه تقريبا نصف سن خواهر رو داره به خاطر توبه مشمول عفو شده.

وقتي
نسرين تماس گرفت و گفت: يه محكوم به اعدام در گرگان هست كه به خاطر زنا با محارم داره اعدام مي شه،‌ حساب كردم كه كي راه بيفتم .... گفتم: ولي اطلاعات بيشتری مي خوام. تماس گرفتم با دوستی در گرگان. شماره اش رو بچه ها داده بودن.
جواب و توضيح خيلی كوتاه بود: " اعدام شد "!

...

چهارشنبه ششم تیر 1386
-------

مطلب بطور کامل در نشانی زیر:
http://varesh.blogfa.com/post-518.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیح از وبلاگ جمهوری شورایی

- نویسنده خبر بالا در وبسایت خود ( وارش)، بشیوه 2 خردادی- اشرافی دست به تفسیر این خبر زده، از زنانی که تحت قوانین ضد انسانی حاکم، بازداشت و حتی اعدام میشوند، با عنوان رژیمی، یعنی: " بزهکار" نام برده است. او همچنین از تشدید سیاست سرکوب، طوری که " از یک طناب و دو طناب خیلی بیشتر مصرف میبرد!" صحبت میکند. وبلاگ جمهوری شورایی، طنز و شوخی با موضوع سرکوب و جنایت علیه مردم بیگناه را به بازدید کننده گان خود منتقل نمی کند.

- همچنین تیتر " مجازات جنسی... " اصلاً روشن نیست. اگر منظور از صدور حکم قتل یک زن بیگناه، بمثابه تأیید آن بعنوان یک " مجازات " قانونی است، در اینصورت این بشدت ارتجاعی است. اگر منظور مجازاتی است که دارای دلایل جنسی است، اینبار بدلایل دستوری نادرست است.

- خانم نویسنده این خبر، با وجود اطلاع بموقع از آن، به شیوه اشراف منشانه ای فرمودند که ایشان " به اطلاعات بیشتری " نیاز دارند. او باید فوراً به چهار نفر و یا سایتهای خبری ای- میل زده، حداقل مانع از اعدام مخفیانه و سریع زن بیگناه میشد. اما نویسنده پرمدعا نظیر بسیاری دیگر، موضوع درنده خویی رژیم و خطر مرگ یک شهروند آزاد را، موضوع خصوصی زنان تجریش و نیاوران تلقی کرده، حال پیرامون آن دست به بحث حقوقی، از نوع مفسرین روزنامه های " اصلاح طلبان" تبهکار میزند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Friday, June 29, 2007

چپ محفلی در خارج و تشکل مستقل کارگری

رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اخیراً پس از شرکت در اجلاس سالانه اتحادیه بین المللی کارگران حمل و نقل در اروپا به تهران بازگشت. این اولین سفر اسانلو، بمثابه نماینده تنها تشکل مستقل کارگری و تنها نهاد منتخب و دموکراتیک موجود در ایران به خارج از کشور بود. سندیکای کارگران شرکت واحد علیرغم فعالیتهای وسیع در داخل و تلاش و فداکاری تحسین آمیز اعضاء و رهبری آن، در زمینه فعالیتهای بین المللی هنوز دچار محدودیت است. این اما از شرایط سرکوب و ترور حاکم و زندگی بسیار دشوار کارگران اخراجی و تحت خطر بازداشت ناشی شده، نباید نتیجه سهل انگاری هیئت مدیره سندیکا تلقی گردد.

سفر منصور اسانلو به انگلستان و بلژیک و ملاقاتها و سخنرانیهای او، بیشک در چهارچوب حقوق و وظایف مسئولین سندیکا قرار داشته، یک موفقیت جدی برای این تشکل کارگری محسوب میگردد. اگر سوال و نقدی نیز به آن وارد باشد، هماناً کوتاه بودن سفر و عدم انجام ملاقاتها و سخنرانیهای بیشتر بود. درصورت کمک و برنامه ریزی مدعیان " فعال کارگری" در خارج، که فریاد " همبستگی با کارگران" آنها، گوش فلک را کر کرده است، اسانلو میتوانست با مسئولین سازمان بین المللی کار [ آی – ال – او]، اتحادیه های بزرگ در انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا و کانادا نیز دیدار نموده، هر چه همه جانبه تر، موقعیت دردناک کارگران ایران، بویژه شرایط سرکوب قرون وسطایی را، در عرصه بین المللی مطرح نماید. با وجود کمبود بالا اما، سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد در اولین اقدام بین المللی خود، کاملاً موفق بوده، تجارب مفیدی را در زمینه های مختلف کسب نمود.

سندیکای کارگران شرکت واحد بمثابه یک نهاد انتخابی و ملزم به پاسخگویی در برابر اعضاء خود و نه در برابر فرقه های بعضاً ضد دموکراتیک، مجاز و حتی موظف است، دست به ایجاد روابط بین المللی گسترده بزند- حتی اگر در این مسیر دچار اشتباهات و لغزشهای سیاسی شود. این روابط نه فقط با اتحادیه های کارگری چپ و میانه رو و سازمانهای بین المللی، بلکه حتی با احزاب سیاسی و دولتها نیز کاملاً مجاز و چه بسا ضروری است. مسئول سندیکایی که در رأس حداقل 8 هزار کارگر متشکل در پایتخت، در این " جزیره ثبات " یک رژیم ترروریست فعالیت علنی نموده، اینهمه سرکوب و اخراج و مرارت را پشت سرگذاشته، و به این ماشین آدمکشی باج نداده است، نباید برای ایجاد روابط خارجی و اجتماعی، از کسی بجز اعضاء خود اجازه بگیرد. از این گذشته، این سندیکا نه نظیر برخی پیروان " چپ " حسن صباح در خارج، بلکه نهادی توده ای است که دارای اساسنامه، اهداف اعلام شده و ارگانهای رسمی و منتخب، و در ارتباط روزمره با اعضاء آن بوده، از مصوبات مجمع عمومی اعضاء خود تخطی نکرده است. بنابراین چرا باید نظیر جمعی مشکوک و بدهکار به دیگران، کوهی از احساس گناه را بدوش کشیده، از انجام وظایف بین المللی خود خجالت بکشد. اعضاء محافل خارج از کشوری، که عمدتاً نیز عنوان گمراه کننده " حزب کمونیست" را یدک کشیده، از انتشار یک مقاله ساده از موضع چپ در سایتهای عمومی خود وحشت کرده، حتی آنها را به این " جرم " مجبور به تعطیلی میکنند، و هرگز هم بدلیل تبهکاریها و اشتباهات مهلک گذشته به مردم حساب پس نداده اند، دارای صلاحیت سیاسی و اخلاقی سوال از سندیکای کارگران شرکت واحد نیستند.

این افراد غیرمسئول، پرخاشگر، بی صداقت و هوچیگر، هرگز روابط خارجی گروه سیاسی خود را، با احزاب و دولتها، در گذشته و امروز، آنهم انواع فاشیستی و هار امپریالیستی، به مردم ایران توضیح نداده، کلمه ای قابل اعتماد در مورد منابع مالی خود نگفته اند. بخش مهمی از اعضاء و فعالین این گروهها، به شهادت تجارب شخصی بسیاری از ایرانیان و موضع گیریهای سیاسی، عمدتاً به چاپلوسان شهروندان غربی، احزاب و ادارات دولتی تعلق داشته، ملاقات خود با این یا آن نماینده سیاسی بانکها و فروشنده گان بمبهای ناپالم را، با جار و جنجال و افتخار به رخ مردم میکشند. آنها علیه مردم تحت گروگان رژیم اسلامی، قضاوتی منفی نظیر"عقب مانده گی مردم"، "اسلام زده گی" و یا " شرق زده گی" را شایع کرده، عملاً توده های مردم را مسئول شرایط دردناک کنونی معرفی میکنند. آنها برای ایجاد رابطه شخصی با شهروندان غربی، ترقی شغلی و لذت بردن از زندگی روزمره، به خودشیرینی و خوشرقصی نزد آنان روی آورده، به تجلیل بدوی از" تمدن غربی" اقدام کرده، با احزاب راست افراطی همسو و هم آهنگ میشوند. این افراد، استقلال طلب بودن مردم ایران و نسل انقلابی گذشته را مورد تمسخر قرار داده، محکوم میکنند، در حالیکه خود برده وار به قوانین تولیدکننده گان سلاحهای هسته ای و راهزنان بین المللی احترام گذارده، و استقلال طلبی " انسانهای شریف"!؟ این کشورها در برابر آمریکا، این چپ دروغین را آزار نمیدهد. مضحک تر اینکه در همانحال، استقلال کردستان را " حق " خود دانسته و یا خواهان انجام رفراندوم در کردستان ایران، با هدف " استقلال آری، یا خیر" هستند!؟ جریانات و افرادی که دریافت " جایزه" از این و یا آن نهاد دولتی و نیمه دولتی، مصاحبه با رسانه های ضدکمونیست افراطی، و شوپردازی با " ملکه زیبایی" سلطنت طلبان را به فضیلت ارتقاء داده اند، مجاز به تعیین تکلیف برای اسیرشده گان در جهنم اسلامی، مردم فقیر و تشکلهای مستقل آنان نیستند.

برخوردهای تند، غیردموکراتیک و دور از انصاف به منصور اسانلو و سندیکای کارگران شرکت واحد، تماماً از سوی افراد و جریانات نزدیک به کومه له و یا انشعابی از آن صورت میگیرند. دقیق تر، این جریانات مخالف مبارزه انقلابی ضد سلطنتی، همدستان امپریالیسم در دشمنی با شوروی و جداشده گان از مبارزه مسلحانه در گذشته هستند، که مداوماً به موضع کینه توزی علیه سندیکای کارگران شرکت واحد می غلطند. این گروهها به گرایشی خرده بورژوایی در میان عناصر منفرد کارگاهی در مناطق کمترصنعتی[ علاوه بر آن، درگیر جنبش ملی]، همچنین به روحیات لایه ای از حاشیه نشینان، تمایلی از تولید کننده گان خرد روستایی و گرایش کوچکی در میان کارگران جدیداً به شهرها روی آورده نزدیک هستند. آنها به هر جریان بزرگ و سراسری، چه صنفی و چه سیاسی، با سوء ظن و بدگمانی افراطی برخورد میکنند. عادات سیاسی این چپ مطلقاً روشنفکری و بی احساس نسبت به زندگی مردم تحت برده گی، بر آنارشیسم، خودنمایی و خودستایی، میدان دادن به احساسات کودکانه، گستاخی علیه مردم تحت عنوان صراحت، تئوری پردازیهای دلبخواهی و بدون هیچ مبنای علمی و کیش شخصیت مذهبی متکی است. گروهها و افراد مورد بحث در واقع اما، آشفتگی، عصبیت شخصی، فقدان تحلیل روشن، وعقب مانده گی سیاسی خود را تحت پوشش رادیکالیسم، " سوسیالیسم" و " حکومت کارگری" پنهان میکنند. این عناصر در حالیکه که در خارج عمدتاً به چیزی جز منافع شخصی خود و" سرشناس" شدن و حمل عناوین تشکیلاتی فکر نمیکنند، از دیگران میخواهند، تشکل و سازمان و تاریخچه خود را منحل ساخته، از آنها تبعیت کنند. اینکه نیروی مورد غضب افراد فوق، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در سالهای انقلاب بهمن، و یا یک تشکل صنفی و بدون هیچ رابطه ای با آن، یعنی سندیکای کارگران شرکت واحد، 28 سال پس از تاریخ فوق است، برای آنها فرقی نمیکند. همینکه هر دو، جریاناتی سراسری- ایرانی، بزرگ و در چهارچوب طبقه کارگر صنعتی قرار داشته، حاضر به تأیید چپ روی در گفتار و راست روی در عمل نیستند، کافی است تا به موضوع خصومت ورزی و اقدامات تخریبی آنها مبدل گردند. جنجال آفرینی برخی از آنان در خارج، همچنین انفعال افراطی برخی دیگر، تردیدی در این حقیقت باقی نگذاشت، که این نیروها نظیر عناصر و محافل آنارکوسندیکالیست قرون نوزدهم و بیستم در اروپای جنوبی و روسیه، معرف جز تمایلی از گرایشات متعدد بورژوازی لیبرال در شرایط تشدید گسترش تولید کالایی نیستند. دشمنی افسار گسیخته این گروهها و الگوی همه آنها، مدافعین تئوری " سه جهان" [ جناح راست سوسیالیسم دهقانی] با اتحاد شوروی، درست از همین ماهیت غیرکارگری، تقدیس کننده گان تولید کوچک و مناسبات پدرسالاری در محیط کارگاهی ناشی شده است. کمک گرفتن از تروتسکیسم و چپ دانشگاهی اروپایی، برای موجه ساختن مهمل بافیهای " تئوریک" در کوهستانهای کردستان عراق، و تحریف گری و دروغپردازی بی حد و مرز علیه نیروهای چپ انقلابی هم، قادر به پوشاندن ماهیت زرد و غیر انقلابی آنان نگشت.

--------------------------
توضیحات

- نیازی به تأکید نیست که بحث بالا همه فعالین و افراد در طیف کومه له – " کمونیسم کارگری" را در بر نمیگیرد. هر حزب سیاسی، علاوه بر مواضع آن، در عین حال دربرگیرنده انسانهایی است که در برخورد به محیط اطراف خود، بدرجاتی متفاوت عمل میکنند. این بدون استثناء شامل همگان، از جمله نگارنده این سطور در دوران فعالیت تشکیلاتی او هم میگردد. قصد مطلب بالا، نفرت پراکنی و تسویه حساب سیاسی با کسی نیست. دلایل طرح این نکات، صرفاً از منافع پراتیک ناشی میشود: نقطه قوت دشمنان مردم، تسلط بر دستگاه دولتی و سازمانیافتگی آنهاست. نقطه ضعف مردم، فقدان تشکل و پراکنده گی آنهاست. از این رو، هر تلاشی از سوی کارگران و یا اقشار دموکراتیک، که سطحی از تشکل و تمرین سازمانیابی را بدنبال آورد، باید بی قید وشرط، فعالانه، واقعی و صمیمانه مورد پشتیبانی قرار گیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Thursday, June 28, 2007

! ابتکار انقلابی مردم تبریز

پس از اعلام طرح جیره بندی بنزین در ساعات قبل از نیمه شب سه شنبه 5 تیر ماه، مردم آگاه و مبارز تبریز به سرعت به مراکز توزیع بنزین هجوم برده، آنها را به اشغال خود در آورده، بنزین را بدون جیره بندی و با نرخ مناسب به فروش میرسانند. این اقدام بیسابقه در شرایط کنونی، نه فقط از آماده گی مردم آذربایجان برای توسل به ابتکارات انقلابی، بلکه از عملی بودن این اقدامات مردمی نیز حکایت میکند. بدون تردید این اقدام جسورانه، برای اکثریت شهروندان کشور نیز امکانپذیر بوده، بهترین و سریع ترین راه به شکست کشاندن تهاجم اقتصادی رژیم اسلامی به سطح معیشت مردم زحمتکش محسوب میگردد.

بخشهای پیشرو و فعالین دموکراتیک در آذربایجان، باید هر چه بیشتر عرصه اعمال قدرت مردم و توسل به ابتکارات توده ای را دامن بزنند. چنین تلاشهایی در شرایط کنونی، لزوماً به یک قیام مسلحانه و سقوط رژیم اسلامی منجر نمیشود، اما شرایط رشد ابتکارات مختلف توده ای و شجاعت روی آوری به دخالت مستقیم در تعیین سرنوشت خود را گسترش میدهد.

در تاریخ جنبشهای انقلابی، از انقلاب مشروطیت تا انقلاب بهمن، مردم تبریز همواره پیشروترین و جسورترین بخش جامعه ایران را تشکیل داده اند. این امر قبل از هر چیز از نقش آذربایجان در مبارزه با نظام فئودالی و استبداد رژیم قاجاری و سپس پهلوی، همسایگی با تحولات دموکراتیک- بورژوایی و سپس سوسیالیستی در اروپا، وجود زمینه ها و ظرفیتهای توسعه دموکراتیک سرمایه داری در این منطقه، از این رو، امکانات وسیع تر روشنگری و سازمانیابی توده های مردم سرچشمه میگیرد. از دوران انقلاب مشروطیت، بدنبال آن، مقطع رشد جنبش انقلابی جمهوریخواهی در کشور که به تأسیس دولت ایالتی آذربایجان در سال 1324 شمسی منجر شد، همچنین در دوره اوج گیری انقلاب بهمن از بهمن ماه سال 56 در تبریز، مرکز ثقل تحولات انقلابی در کشور در شهر تبریز قرار دارد. مردم تبریز باید به رسالت بزرگ خود در کمک به خلاصی جامعه ایران از ننگ بزرگ سلطه رژیم تروریستی ولایت فقیه هرچه بیشتر آگاه شده، ابتکارات توده ای کنونی را در همین سطح باقی نگذارند.
----------------------
منبع خبر:
http://norooznews.ir/news/1550.php
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Wednesday, June 27, 2007

خواست آزادی فوری بازداشت شده گان اخیر


بر اساس اعلام سردسته یکی از باندهای حاکم تحت عنوان " دادیار ویژه امنیت تهران"، فقط در تهران 80 نفر از مردم معترض به طرح جیره بندی بنزین، بازدداشت شده اند. سرکوبگر نامبرده، با توسل به جعل واقعیت ادعا نموده، این افراد " مبادرت به تخریب اموال عمومی کرده بودند". رژیم اسلامی طی 8 سال جنگ ارتجاعی، که از نظر قوانین بین المللی هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود نداشت، این همه کشتار و ویرانی، با هزینه ای بالغ بر 1000 میلیارد دلار بدنبال آورد، که تاکنون هم هیچ توضیحی پیرامون این بربریت علنی خود نداده است. طرح جیره بندی بنزین و چندین برابر شدن بهای آن و همه کالاهای مورد نیاز مردم را این رژیم پلید خود ارائه داده است. حال چرا مردمی که از وحشت تشدید گرانی کالاهای مورد نیاز روزمره خود دست به اعتراض میزنند، باید بازداشت و محاکمه شوند؟

تردیدی نیست، رژیم اسلامی از فرصت کنونی استفاده کرده، زندانیان جدید و دانشجویان بازداشتی اخیر را به مجازاتهای سنگین، چه بسا اعدام محکوم خواهد کرد. هم اینک حتی برای مخالفین حکومت دینی، نظیر زندانی سیاسی کاظمینی بروجردی و گروهی از مدافعین او نیز حکم جنایتکارانه اعدام صادر شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاع به بازدید کننده گان

! خواننده گرامی

وبلاگ " دموکراسی اقتصادی" به روز شد. در صورت علاقمندی، شما را به مطالعه ترجمه ای در نشانی زیر، تحت عنوان " پیشنهاد پوتین برای تعیین روبل بجانشینی دلار"، دعوت میکنم

Tuesday, June 26, 2007

! مقاومت کن

توضیح به خواننده گان پیرامون مطلب زیر

مطلب کوتاه زیر در تاریخ 5 تیر- 26 ژوئن با عنوان " آتش بزن!" منتشر شد. سومین مطلب در این رابطه سپس به تاریخ 7 تیر- 27 ژوئن طی دو پست بعدی درج گردید. موضع آخرین مطلب، یعنی " ابتکار انقلابی مردم تبریز"، دفاع از ابتکارات توده ای در تصرف پمپ بنزینها واداره آنها توسط توده های معترض بود. روشن است که این موضع با موضع گیری اولیه یعنی " آتش بزن!" در تناقض قرار داشت. نگارنده سپس نظیر موارد قبلی، که مطالب خود را به نشانیهای علاقمندان و یک یا دو سایت اینترنتی هم ارسال میکرد، عمل نمود. در این مورد، یک مطلب و مطالب مربوط به مقاومت علیه گران شدن بهای بنزین نیز در کنار یکدگیر درج و ارسال شدند. مقاله اول در این رابطه، یعنی " آتش بزن!" با عنوان " مقاومت کن" و بدون هیچ تغییری در محتوا منتشر گردید. این مقاله در دو نشانی اینترنتی، از جمله سایت زیر قابل دریافت است. مطلب اصلی در نشانی زیر عنوان " چپ محفلی و تشکل مستقل کارگری" داشته که همراه با آن دو مطلب کوتاه دیگر، بتاریخ 8 تیر منتشر شده است.
http://www.iransos.com/maghaleh/06.07/chape_mahfeli_dar_kharej_va_tashakkole_mostaghelle_kargari.htm
به این ترتیب روشن میشود که حفظ تیتر " آتش بزن!" در تناقض با مواضع بعدی این وبلاگ در روزهای 7 و 8 تیر قرار داشته، انتشار بیرونی آن در روز 8 تیر با عنوان دیگری نیز، شاهدی براین مدعاست. از این رو تیتراصلی مطلب زیر به عنوان " مقاومت کن" تغییر می یابد.

تغییر اعلام شده در بالا بمعنی تغییرموضع و یا تغییر روش برخورد به شورشهای کنونی نیست. نگارنده این سطور با صدور فرامین اخلاقی به مردم تحت برده گی مخالف بوده، چنین روشهای " صلح آمیز" ی را، آب پاشیدن بر آتش خشم و نفرت بحق مردم می داند. امروزه اکثریت جریانات خارج از کشوری، موضعی تماماً بورژوا- لیبرالی نسبت به جنبشهای اعتراضی اتخاذ کرده، از مردم میخواهند از دست زدن به " خشونت" پرهیز کنند. موضع این نگارنده در بحث بالا، ابداً در این رابطه نبوده، تنها تلاشی برای رفع تناقض موجود در مواضع اتخاذ شده از سوی خود است. لازم به یاد آوری است که هم اینک پدیده " شورش" نظیر دهه 70 شمسی در ایران در حال گسترش بوده، خود، بحث تحلیلی مفصلی را برای شناخت علل سربلندکردن و نتایج آتی آن ضروری میسازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با اعلام دور جدیدی از اعمال فشار اقتصادی به جامعه، اعتراضات فوری مرم خشمگین اوج گرفت. شب گذشته در تهران، حداقل در 10 محل، کار به آتش زدن پمپ بنزینها و درگیری با مأموران و چماقداران رژیم اسلامی منجر شد. در کرج، کرمانشاه، بندرعباس و برخی شهرهای دیگر، اعتراضات مستقیم توده های جان به لب آمده، به خیابانها کشیده شد.

رژیم اسلامی در حالی دست به سهمیه بندی بنزین و اختصاص بخش اعظم بنزین وارداتی به نهادهای دولتی و دستگاههای سرکوب زده، که اخبار متعددی از تشدید تحریم اقتصادی غرب، بویژه در حوزه انرژی منتشر شده اند. حکومت اسلامی، محاصره شده در دریای نفرت مردم ستمدیده، تلاش میکند، شرایط کشور را به سمت اختناق کامل و تحمیل یک تحریم اقتصادی همه جانبه به مردم سوق داده، برای یک درگیری نظامی احتمالی با رقیبان بین المللی و منطقه ای آماده شود. از این رو تعرض کنونی مردم، بطورغیر مستقیم، متوجه استراتژی جنایتکارانه این رژیم جنگ طلب و وحشی گشته، میتواند حتی به توقف آن بینانجامد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ