Sunday, November 19, 2006

! خطر کشتار زندانیان سیاسی در اهواز

28 آبان 1385- 19 اکتبر 2006

همانگونه که پیش از این نیز گزارش شده بود، رژیم اسلامی در حال دست زدن به جنایتی دیگر، علیه زندانیان سیاسی در شهر اهواز است. گروه جدید، 10 نفر از زندانیان سیاسی، در سنین عمدتاً زیر 20 سال را شامل گشته، و به جمعی 22 نفری از بازداشت شده گان انفجارات اهواز در سال گذشته، مربوط است. تاکنون از مجموع بازداشت شده گان پرونده مزبور، 2 زندانی به شیوه ای جنایتکارانه و در ملاء عام، به دار آویخته شده اند.

مردم عرب در خوزستان، در چنبره بربرمنشی رژیم اسلامی و تشویق به تروریسم کور جریانات غیردموکراتیک گرفتار شده، از کمترین امکانات حمایت از حقوق اولیه خود، برخوردار نیستند. گروههای منتسب به مردم عرب، علاوه بر نقش مخرب خود، جنایات رژیم را، به مستمسکی برای صدور اطلاعیه های سرکوبگرانه نسبت به سایر مردم ایران و جریانات اپوزیسیون قرار داده، فضای اقدامات سیاسی در این زمینه را مسموم نموده، دامنه و امکانات دفاع از حقوق بازداشت شده گان را محدودتر میسازند.

دسته جات ارتجاعی- قومی در خوزستان، نقطه اتکاء خود را، دولتهای غربی و سازمانهای بین المللی مدافع " اقوام" قرار داده، مواضعی خصمانه نسبت به سازمانهای سیاسی کشور، اتخاذ میکنند. برخی از این گروهها، آشکارا، حتی موجودیت کشور را انکار کرده، برای حق دموکراتیک مردم ایران به حفظ همبستگی و زندگی صلح آمیز در کنار یکدیگر، ارزشی قائل نیستند. اطلاعیه های پرخاشگرانه و زبان غیر سیاسی- غیر دموکراتیک این جریانات، به تأمین حقوق شهروندی مردم عرب خدمت نکرده، زیان میرسانند. اعتراضات و بیانیه های برخی از محافل ذکر شده، بیش از آنکه، متوجه رژیم فاشیستی اسلامی باشد، متوجه مردم تحت ترور، شهروندان " فارس زبان" و اکثریت تبعیدیان بجان آمده از سلطه این رژیم پلید است.

سازمانهایی که خود را مدافع حقوق دموکراتیک شهروندان عرب میدانند، باید قبل از هر چیز، نه بدنبال متحدینی قوم پرست و سرکوبگر در این دولت و آن پارلمان، بلکه به حمایت مردم ایران، در داخل و خارج مراجعه کنند. پشتیبانی جریانات محافظه کار و لیبرال در اروپا از این گروهها و عدم حضور این سازمانها در مجامع ایرانی، نشانه بی اعتنایی آنها به الزامات مبارزه مشترک در یک کشور است. از این رو، میتوان بخشی از ستمی را که بر شهروندان عرب در کشور اعمال میگردد، در نتایج ناشی از اقدامات جریانات راست افراطی محلی و مدعیان دروغین دفاع از مردم عرب، جستجو کرد. در این میان اما نباید فراموش کرد، که برخی سازمانهای کردستانی و یکی از سایتهای خبری دوم خردادی چپ نما در خارج از کشور، خواسته و یا ناخواسته و به انحاء گوناگون، به تقویت دسته جات فوق کمک کرده اند.

مردم فقیر و تحت سرکوب، بویژه حاشیه نشینان اهواز، از قربانیان دائمی جنایات رژیم اسلامی هستند. شرایط زندگی مردم در خوزستان، نظیر سایر مناطق کشور، نه فقط بهتر نشده، بلکه بمراتب، غیر انسانی تر از گذشته گردیده است. اعتراضات بحق توده های تحت ستم در این منطقه، با خشونت و سرکوبگری فاشیستی رژیم اسلامی پاسخ گرفته، آثار اینهمه تبعیض و بی عدالتی، مداوماً بر روی هم انباشته شده، گرایش به شورشهای کور و اقدامات تروریستی ناشی از استیصال، بویژه در میان جوانان را، شدت بخشیده است. دسته جات ارتجاعی، این وضعیت غیر قابل تحمل را به پله پرشی برای پیشبرد اهداف قرون وسطایی، نظیر " هویت خواهی" نژادی ماقبل سرمایه داری و ملت تراشی بدوی مبدل ساخته اند. این سازمانها، بر موضوعات غیر واقعی، فاقد اهمیت سیاسی و صرفاً تحریک آمیز، نظیر حفظ بافت عربی منطقه و جلوگیری از مهاجرت " فارسها" به خوزستان متمرکز شده، بی وقفه بر کوره نفرت و کینه توزی قومی میدمند. در نشریات و اطلاعیه های این جریانات، کلمه ای در تأیید و تشویق ضرورت همبستگی مردم خوزستان از تعلقات فرهنگی گوناگون، وجود نداشته، اتکاء بر ناسیونالیسم نژاد پرستانه، اشرافیت عربی عصر حجری، و نفرت پراکنی علیه شهروندان غیر عرب زبان را، به شیوه کار سیاسی خود ارتقاء داده اند. آنها با توسل به مقولات تماماً جعلی و دلبخواهی، نظیر " رژیم اشغالگر ایران"، " اشغال الاحواز"، " ملت عرب احواز"، حتی " مصنوعی" نامیدن یکی از اولین ملتهای شرق در تاریخ معاصر جهان، میان خود و میلیونها نفر از مردم خوزستان و کشور، دره ای فاصله ایجاد کرده، بدیهی ترین نرمهای مبارزه سیاسی و همسویی با سنتهای جنبشهای دموکراتیک در ایران را، انکار میکنند. ناسیونالیستهای محلی تازه بدوران رسیده، این امر بدیهی را در نظر نمی گیرند، که جامعه ایران، با چنین روحیاتی و تلقیات ناسیونالیسم ارتجاعی عربی بیگانه بوده، آن را مساوی فرهنگ ضد بشری اسلامی رژیم حاکم قرار میدهد؛ صرفنظر از اینکه، تسلط این شیوه تفکر و عمل سیاسی بر اقدامات ملل و دولتهای عربی در خاورمیانه، آنهم طی 80 سال، قادر نشد دولت اسرائیل را حتی بمیزان 80 سانتی متر، به عقب براند.

شهروندان مبارز در سراسر کشور، در صورتی که خود تشخیص داده، در سازمانهایی دموکراتیک- انقلابی، منضبط و با برنامه متشکل شده باشند، حق دارند، در برابر تهاجم این رژیم ددمنش، بطرق مناسب از جمله مسلحانه، از خود دفاع کنند. اما آنچه که تحت عنوان مبارزه مسلحانه در خوزستان جریان دارد، سوءاستفاده از روحیه یأس و استیصال جوانان بجان آمده، توسط دسته جات غیر دموکراتیک منتسب به شهروندان عرب، بوِیژه در خارج از کشور، بمنظور دستیابی به اهدافی ارتجاعی است. از این رو، اکثریت مردم ایران، همچنین سازمانهای سیاسی مردمی، از سربلند کردن تروریسم کور در خوزستان، تحت عنوان مقاومت مسلحانه، دفاع نکردند و نباید دفاع کنند. مبارزین جوان در خوزستان، بدون مبنا قرار دادن تفاوتهای زبانی، باید به ایجاد تشکلهای سیاسی خود دست زده، هرگونه رابطه ای را با دارودسته های ناسیونالیست محلی، قطع نمایند. نسل جوان در خوزستان، عرب وغیرعرب، میتواند بطور مستقل وظایف سیاسی خود را، بمثابه بخشی از شهروندان تحت ترور در این کشور بعهده گرفته، در مقابل جنایات این رژیم تبهکار، دست به مبارزه بزند. اما یک مقاومت مردمی، با انفجارات، ترور بیگناهان و شهروندان معمولی هیچ قرابتی نداشته، بلکه باید از پرنسیپهای دموکراتیک و انسانی، پیروی کند. سازمانهای ارتجاعی در خوزستان اما، مداوماً و علناً برای تبدیل کشور به یک عراق دیگر عمل کرده، تروریسم کور و عملیات انتحاری نوع جهاد و حماس را تشویق کرده، از حداقلی از پایبندی به تعهدات دموکراتیک، نسبت به سرنوشت مردم و کشور، تبعیت نمیکنند.

اقدام رژیم ترور اسلامی، در بازداشت و صدور حکم اعدام برای شهروندان جوان اهوازی، فاقد هر گونه مشروعیت دموکراتیک بوده، از ماهیت تروریست و سرکوبگری این رژیم خون آشام، ناشی میشود. بازداشت شده گان کنونی در اهواز، قربانیان توحش این رژِیم پلید گشته، باید با تمام قوا، از اجرای این احکام ضد انسانی علیه آنان، جلوگیری شود. مطمئناً فعالین کارگری، دانشجویی، معلمان، وکلای مدافع آزادیخواه و مدافعین حقوق بشر در تهران، قادر به بیشترین تأثیرگذاری در این زمینه خواهند بود. آنچه هم اینک بویژه مهم است، تلاش عملی و توسل به هر امکانی، برای به تأخیر انداختن ارتکاب این جنایت، از این طریق، بدست آوردن فرصت کافی برای بسیج حداکثر نیرو، بمنظور لغو کامل احکام فوق است.
---------------------------
مقالات اخیر در رابطه با سرکوبگری رژیم در خوزستان و سیستان و بلوچستان، در وبلاگ جمهوری شورایی
http://j-shoraii.blogspot.com/2006/10/blog-post_28.html
---------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانکی در خارج از کشور میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کرد.
---------------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
---------------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
---------------------------
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com www.omid1917.blogfa.com
www.4bahman64.blogfa.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Saturday, November 18, 2006

تصحیح یک اشتباه املائی

!خواننده گرامی

در مقاله پایین در همین وبلاگ، " جنایات افسارگسیخته علیه مردم سیستان و بلوچستان"، یک اشتباه املائی وجود دارد، که بدینوسیله، تصحیح میگردد. این اشتباه به جمله آخر در پاراگراف ماقبل آخر دراین مقاله، مربوط است.
پاراگراف مذکور با عبارت " غیر انسانی تر از آن، حتی برخی... " آغاز میشود. این عبارت به جمله قبل از خود رجوع داده، قصد تأکید بر نقائص عملکرد احزاب اپوزیسیون، در خارج از کشور را دارد. در حالیکه در جمله پیش از آن، موضوع بر سر غیر انسانی نامیدن عملکرد اپوزیسیون چپ در خارج نیست. از این طریق جمله بعدی نیز، در حالت تأکید بر آن، نمی تواند به عبارت " غیر انسانی تر"، نیاز پیدا کند. روشن است، که این یک اشتباه املائی و نه مضمونی است. از این رو، عبارت "غیر انسانی تر" در اول پاراگراف فوق، به عبارت " بد تر از آن، حتی برخی ..." تغییر داده میشود. نظر به کم اهمیت بودن موضوع، نگارنده ضرورتی به تصحیح آن، در سایتهای درج کننده مقاله نمی بیند.

با پوزش و تشکر
18 نوامبر 2006

Sunday, November 12, 2006

! جنایات افسارگسیخته علیه مردم سیستان و بلوچستان

21 آبان 1385- 12 نوامبر 2006

رژیم اسلامی، شرایط کشمکش با قدرتهای بین المللی، بویژه مقطع انجام مانورهای نظامی اخیر در خلیج فارس را، به فرصتی برای آدم کشی علنی علیه زندانیان سیاسی، شهروندان بیگناه و قربانیان فقر و بیکاری در سیستان و بلوچستان*1، مبدل ساخت. هدف عوامل تبهکار رژیم از این اقدامات، ایجاد رعب و وحشت، و جلوگیری از جلب هرچه بیشتر نسل جوان در این منطقه، به مبارزه رودرو علیه این ماشین ددمنشی است. مأموران رژیم اسلامی، تنها طی 5 ماه گذشته، 240 نفر را در سیستان و بلوچستان، تحت عناوین جعلی و سراپا مشکوک " آدم ربا، شرور و قاچاقچی"، اعدام و یا در درگیریهای مختلف، به قتل رسانده اند. اینهمه آدم کشی این رژیم پلید، در زمانی کوتاه آنهم، در تمام مناطق کشور، بی سابقه است؛ تنها در هفته منتهی به 16 آبان سال جاری، 11 نفر در شهرهای زاهدان، زابل و ایرانشهر، به دار آویخته شده اند. در این میان بویژه، زندانیان سیاسی وابسته به یک سازمان مبارز مسلح، بنام " سازمان جندالله ایران"، با شقاوت تمام، طعمه سلاخی مأمورین رژیم گردیده، پی در پی اعدام
شدند.
پیش از ظهر روز 14 آبان*2، زندانی سیاسی جوان محمد اسکانی، در مرکز شهر ایرانشهر، توسط دژخیمان رژیم اسلامی و در ملاء عام به دار آویخته شد. هیچگونه گزارشی، از جریان محاکمه او منتشر نشده و حق داشتن وکیل نیز، از او دریغ گردید؛ او به اتهام شرکت در یک عملیات مسلحانه، علیه محافظین رئیس جمهور رژیم، طی سفر استانی چندی پیش جنایتکار حاکم، بازداشت شده بود. همراه با زندانی نامبرده، شهروند دیگری، بنام نجیب الله قیمومی نیز، بجرم حمل مواد مخدر به دار آویخته شد. این واقعیتی است که گزارشات بسیاری، بر وجود همدستی میان مأمورین دولتهای ایران، پاکستان و افغانستان، در تولید و حمل ونقل مواد مخدر دلالت کرده، بخش اعظم این مواد نیز، از این طریق، به اروپا صادر میگردد. رژیم اسلامی اما، برای ایجاد جو رعب و وحشت در منطقه، دست به اعدام مردمی فقیر و نیازمند، که کمترین موازین دموکراتیک نیز در بازداشت و محاکمه آنان رعایت نمیگردد، میزند.

چرخه آدم کشی اسلامی، درست یک روز پس از جنایت بالا، 6 زندانی سیاسی، از وابستگان به " سازمان جندالله ایران" را در شهر زاهدان و در ملاء عام، از طریق به دار آویختن، به قتل رساند. اتهامات وارده به اعدام شده گان، در هیچ دادگاه صالحه ای بررسی نشده، حتی جرمی تحت عنوان " به آتش کشیدن یک خود رو پلیس"، بهانه ای برای این ارتکاب این جنایت علیه زندانیان، اعلام گردیده است. این در حالی است که رفتار این سازمان با زندانیان وابسته به رژِیم، بکلی متفاوت از رفتار مأمورین حکومت اسلامی با زندانیان سیاسی وابسته به این جریان است. حتی در آخرین عملیات نظامی، علیرغم جان باختن یکی از فعالین این جریان، فرد مجروح شده وابسته به رژیم، بدون کمترین تعدی از سوی افراد این گروه، بمنظور ایجاد امکان برای انجام معالجات سریع برای نجات او، در محل درگیری باقی گذارده شد.

سازمان جندالله ایران، علیرغم تبلیغات ارتجاعی رژیم اسلامی، با زندانیان تحت اختیار خود، در چهارچوب موازین بین المللی رفتار نموده، در موارد متعددی آنان را آزاد ساخته است. مأمورین وزارت کشور رژیم اسلامی، با جلوگیری از تماس آزاد شده گان با مطبوعات و افشاء حقایق، دست به دروغپردازی، پیرامون به اصطلاح بدرفتاری مسئولین این گروه، با زندانیان آزاد شده زده اند. سازمان مذکور طی انتشار اطلاعیه ای در 25 مرداد سال جاری، این موضوع را روشن ساخته، ادعای پوچ مأمورین دولتی را محکوم نموده است.

مبارزین سیاسی در سیستان و بلوچستان، خود باید شیوه های مقابله با رژیم حاکم را یافته و به آن عمل نمایند. اگر مبارزه مسلحانه، قادر به بسیج نیرو و ایجاد سدی در برابر تاخت و تاز دستگاه ترور اسلامی علیه مردم است، در اینصورت، بدون هیچ تردیدی باید به آن توسل جسته، مرعوب عبارت پردازیهای حرافان مقیم کافه های پاریس و برلین نشد. این حق دموکراتیک هر شهروندی است، که در برابر جنایات مأموران یک رژیم فاشیستی، مصمم ایستاده، گلوله را با گلوله پاسخ دهد. اینکه، این روش مبارزه باید تحت چه شکل سازمانی و تا چه دوره ای، ادامه یابد، بازهم شهروندان تحت سلطه این رژیم جنایتکار، خود در شرایط مشخصی که در آن قرار دارند، تعیین میکنند. بخش بزرگی از نیروی اپوزیسیون مقیم خارج از کشور، در زندگی محفلی و غیر مولد غرق شده، فاقد صلاحیت تعیین استراتژی و تاکتیکهای مبارزاتی برای مردم بجان آمده، بویژه نسل جوان کشور است. از این رو، برای مقاومت سیاسی و نظامی علیه رژیم حاکم، برای مردم ایران، جز تکیه تام و تمام به تشخیص و توانایی خود، راه دیگری باقی نمانده است.

برای مبارزین جوان در سیستان و بلوچستان، که تردیدی در حقانیت دموکراتیک خواستهای آنان وجود ندارد، مسلماً درک شرایط حساس کشور، ابداً مشکل نیست: رژیم اسلامی، تاکنون دهها هزار نفر از مبارزین را، در سراسر کشور و بیش از همه در تهران، بجوخه اعدام سپرده، نسل انقلاب بهمن و عناصر مبارز از دوره مبارزات ضد سلطنتی را نیز، بطور کامل نابود ساخته است. صدها هزار نفر از نسل جوان گذشته نیز، از طریق کشتار در جبهه های جنگ، قربانی تبهکاریهای این رژیم آدمخوار گشته اند. کسی نیست که خود و یا بستگان نزدیکش، مشمول زندان و شلاق و شکنجه و تحقیر و ترور روزمره در کوچه و خیابان، و طعمه چوبه دار و تیرباران این رژیم درنده خو، نشده باشد. جامعه ایران و اکثریت مردم، فرسوده، عصبی و پرخاشگر نسبت به یکدیگر گردیده، سطح اعتماد، تعهد سیاسی و اخلاقیات انسانی تنزل یافته، برخاستن ققنوس کار و تلاش و امید و یک اقدام بزرگ، از زیر تلی از خاکستر این بربرمنشی بیسابقه، به آهستگی پیش رفته، به زمان نیاز دارد؛ جامعه هنوز به نیروی خود، برای تغییر این شرایط جهنمی پی نبرده، از زیر آوار کابوس کشتارهای هولناک قد راست نکرده، بخود اعتماد نمیکند. همه سازمانهای سیاسی، تقریباً نابود شده، صرفاً گروههای محفلی و غیر فعال در خارج از کشور، به حیات گیاهی خود، در بهترین حالت، در دنیایی مالیخولیایی، شعارپردازیهای دن کیشوت گونه و شوهای ملال آور، تحت عنوان " کنگره" و " کنفرانس" و " پلنوم"، ادامه میدهند؛ بد تر از آن، حتی برخی عناصر راست افراطی، تحت پوشش " کمونیسم" و" کارگر"، تلاشهای فکری و سیاسی نسل جدید دانشجویان کمونیست را، به لجن کشیده، با تمسخر و تحقیر امیدها و آرزوهای انسانی نسلی در حال شکوفایی، رویش اولین جوانه های کار و تلاش انقلابی در جامعه ایران را، به شیوه ای ضد انقلابی و ارتجاعی، تخطئه میکنند.

وضعیت اقتصادی و شرایط زندگی مردم، جز فلاکت، با عبارت دیگری قابل توصیف نیست. فقر و اعتیاد و بیکاری، کلیه فروشی و تن فروشی، در سراسر کشور بیداد میکند. در استانی نظیر اصفهان، در سال گذشته، نزدیک به 18 درصد جمعیت استان، در زندان بسر میبردند. بنا به آمار موثق، بیش از یک سوم جمعیت کل کشور، تحت فشارهای شدید روانی قرار داشته، براساس نرمهای رایج، به مراقبت روحی و کمک فکری نیاز دارند. تنها طی تصادفات راننده گی، سالانه تا 30000 نفر کشته و چندین برابر، زخمی و معلول میشوند. در چنین جامعه ای که به یک بشکه باروت شبیه است، برخی جریانات ارتجاعی- قومی، متصل به این دولت و آن حزب، برای دستیابی به اهدافی قرون وسطایی، دست به تبلیغاتی دروغین، بقصد تشدید خصومت میان مردم میزنند. چنین گروههای فاقد کمترین سطحی از شعور سیاسی، ادعا میکنند، گویا مردم به اصطلاح فارس زبان و جریانات اپوزیسیون سراسری، نسبت به جنایات رژیم در مناطقی نظیر سیستان و بلوچستان، بی اعتنایی میکنند. با دقت در وضعیت اقتصادی، سیاسی و روحی این " مردم" و این " اپوزیسیون"، که در بالا، گوشه ای از پرده آن کنار رفت، روشن میشود، چنین ادعاهایی، تا چه میزان غیر مسئولانه و بی پایه است. نه فقط مبارزین آزادیخواه در سیستان و بلوچستان، بلکه هر شهروند دلسوزی، جدا از تمایلات سیاسی و مذهبی خود، باید علیه چنین تبلیغات ارتجاعی ایستاده، همبستگی و منافع مشترک اکثریت مردم ایران را، برای پشت سر گذاردن شرایط غیر قابل تحمل ناشی از سلطه یک رژیم فاشیستی، مقدم بر هر گونه منافع فرقه ای و ناچیز، از نوع منافع دسته جات بالا قرار دهد.
--------------------------------
توضیحات
*1- اطلاعاتی پیرامون استان سیستان و بلوچستان
در محل آدرس جستجوگر خود، نشانی fa.wikipedia.org را وارد نموده، کلیک کنید. صفحه اصلی فارسی دانشنامه " ویکی پدیا "، باز میشود. در سمت راست، در محل نشانیها، عبارت" سیستان و بلوچستان" را وارد نمایید. اطلاعات مفید و جدیدی در این زمینه، دریافت خواهید نمود.
یک منبع دولتی
http://www.irtp.com/farsi/references/index/ostan/sistan/index.htm
یک منبع دولتی
http://sistanbaluchestan.frw.org.ir/
وبلاگ انجمن دانشجویان بلوچ در زابل- یک وبلاگ جمعی
وبلاگی حاوی مطالبی متنوع، بویژه تصاویری زیبا از جفرافیای سیستان و بلوچستان
http://anjumanbaloch.blogfa.com/

*2- گزارش دیگری در
http://www.turkmenilim.org/، تاریخ ارتکاب این جنایت مأموران حکومت اسلامی را، روز شنبه 13 آبان، ذکر کرده است. منبع مورد استفاده برای این مطلب در اینجا، سایت پهره http://pahreh.blogspot.com/2006/11/10-1481385.html بوده، که نزدیک به نیروهای سیاسی، در سیستان و بلوچستان میباشد
-------------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانکی در خارج از کشور میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کرد.
-------------------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
--------------------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com www.omid1917.blogfa.com
www.4bahman64.blogfa.com

Saturday, November 11, 2006

تغییر شرایط بین المللی انقلاب ایران - 1


20 آبان 1385- 11 نوامبر 2006

روز سه شنبه 7 نوامبر/ 16آبان، انتخابات میاندوره ای پارلمانی در آمریکا، برگزار شد. طی این رقابت سیاسی، همه اعضاء مجلس نماینده گان، یک سوم نماینده گان مجلس سنا و فرمانداران تعدادی از ایالات، تعیین گردیدند*1. در نتیجه این انتخابات، حزب دموکرات آمریکا، در دو پارلمان کنگره و سنا، به اکثریت آراء دست یافته، موقعیت سیاسی خود را پس از 12 سال، بهبود بخشید. تقویت موقعیت حزب دموکرات، در عرصه های معینی، بر سیاستهای داخلی و خارجی، کنونی و آتی دولت آمریکا، تأثیر خواهد گذاشت.

حزب دموکرات آمریکا، در اتخاذ سیاستهای خود، عمدتاً به تقویت بازار داخلی آمریکا وایجاد محدودیت در این زمینه، برای حریفان بین المللی آن دست زده، از این رو، از سوی جناح سرمایه صنعتی و اتحادیه های کارگری، صاحبان سرمایه ها و تولید متوسط و خرد و جوینده گان کار، پشتیبانی میگردد. این موقعیت حزب دموکرات، آن را در سیاست بین المللی نیز، به اروپا و سوسیال دموکراسی نزدیک ساخته، کمتر به تهاجمات نظامی گرایش پیدا کرده، به سازش با حریفان خود، و تداوم فرسایشی بحرانهای موجود، تمایل دارد. حزب دموکرات در سیاست بین المللی، به ایجاد نزدیکی به اروپا و روسیه روی آورده، تلاش میکند، علیه قدرتگیری مالی- اقتصادی ژاپن و چین در بازار داخلی آمریکا و مناطق نفوذ آن در جهان، دست به مقابله بزند. حزب جمهوریخواه اما، عمدتاً بر تسهیل صدور سرمایه و سلاح متمرکز گشته، از این رو، از سوی جناح مالی سرمایه، بانکها، شرکتهای بزرگ بیمه و بازارهای بورس، صنایع انرژی، صنایع جنگی، و گرایش راست اتحادیه های کارگری، حمایت میگردد. حزب جمهوریخواه در این سمت گیری، مداوماً به سیاست تهاجم نظامی متوسل شده، با افزایش بودجه نظامی، به تقویت صنایع تسلیحاتی و صدور سلاح دست زده، به این وسیله، کسری ناشی از تجارت خارجی، در برابر ژاپن و اروپا را جبران میکند.

بحث بالا اما صرفاً، بیان عمومی خطوط کلی گرایشات حاکم بر جناحهای امپریالیستی را مجسم کرده، قادر به توضیح همه دقایق اقدامات قدرتهای امپریالیستی و شناخت فوری از نحوه برخورد آنها، به هر حادثه ای در هر مقطع و کشوری نیست. در تحلیل نهایی، این منافع داخلی و بین المللی کشورهای امپریالیستی، هم واحدهای ملی و هم مجموعه بهم پیوسته، و شکل گیری برآیندی از نقش و قدرت هر یک از عناصر اقتصادی، سیاسی و نظامی در این سیستم است که، ایجاد افکار عمومی مناسب این و یا آن جهت گیری سیاسی را، موجب میگردد. پیدایش افکار عمومی تغییریافته، در اولین فرصت، بخش غیرثابت و میانه رو رأی دهنده گان را، بسوی یک انتخاب جدید سوق داده، سمت و سوی مشخص سیاستهای قدرتهای بزرگ غربی را، برای یک دوره کاملاً معین، تعیین میکند.

نتایج رقابتهای قدرت در آمریکا، بدون تردید، آثار خود را بر سیاستهای بین المللی دولت بوش، همچنین متحدین اروپایی آن، بر جای خواهد گذاشت. در اولین عرصه، باید به بازبینی سیاست کنونی غرب در خاورمیانه و استراتژی تأمین انرژی، رقابت با حریفان بین المللی آن در این زمینه، موضوع بحران هسته ای رژیم اسلامی و مقابله با تروریسم، بحران عراق و افغانستان و کشمکش فلسطین و اسرائیل اشاره کرد. برای حزب دموکرات، کم هزینه ساختن مصرف انرژی برای بخش تولید و حمل و نقل، از این طریق، کاهش بهای تولیدات، افزایش قدرت خرید مصرف کننده گان، تقویت بازار داخلی، و بهبود سیستم تأمین اجتماعی، الویتهای همیشگی آن محسوب میگردند. این سیاست، امکان بهبود موازنه در تجارت خارجی را بدنبال آورده، افزایش افراطی بودجه نظامی را، غیر ضروری میسازد. بهمین دلیل، باید به انتظار مناسبات نزدیکتر آمریکا با اروپا و روسیه، برای مهار شرایط از کنترل خارج شده بحران کنونی در خاورمیانه ماند، تا در نتیجه آن، گشایشی در کاهش قیمت نفت و کاهش بودجه نظامی، امکانپذیر گردد. بدون توسل دولت کنونی آمریکا به اقداماتی در این جهت، شکست جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آتی، قطعی است.

ناکامی سیاست جنگی آمریکا در عراق و افغانستان، و تزلزل آن در ادامه همین سیاست در ایران، مدتها پیش از انتخابات اخیر محرز گشته، نتیجه این انتخابات اما، نوعی عقب نشینی آبرومندانه برای دولت آمریکا را، تضمین کرد. حتی میتوان ادعا نمود، جناح میانی بورژوازی متوسط و جناح راست اتحادیه های کارگری، برای جلوگیری از آبروریزی، ناشی از یک عقب نشینی شتابزده نظیر شکست در ویتنام، تغییر توازن قوای سیاسی را، آگاهانه، به سود جرج بوش و نه به زیان آن، ممکن ساختند. در کنار آن، برای جناح متمایل به دموکراتها در میان جمهوریخواهان، منعکس کننده منافع بخشی از گرایش میانه رو در میان رأی دهنده گان، میزان خریدهای نظامی دولت از کنسرنهای تولید سلاح و سود نجومی کنسرنهای نفتی، ناشی از افزایش بودجه نظامی و افزایش قیمت نفت، بیش از سهم سرمایه مالی- نظامی، کیسه این جناح را انباشته ساخته، زمان عقب نشینی بنفع سرمایه صنعتی، اتحادیه های کارگری و طبقه متوسط نزدیک به آن، فرارسیده است. از این رو، مستقل از بحرانهای خارجی، قدرتگیری حزب دموکرات، باید به وضعیت بهم ریخته ناشی از تغییرات افراطی اقتصادی- مالی دوره بوش نیز خاتمه داده، به تقسیم "عادلانه" ثروتهای عظیم چپاول شده از خارج، طی دو دوره حکومت جمهوریخواهان بپردازد. زمان زیادی برای حزب جمهوریخواه باقی نمانده، از آنجا که نارضایتی جناح میانه رو بورژوازی متوسط ذینفع در غارت جهان، شروع شده، از این طریق، گرایش غیرثابت در میان رأی دهنده گان، این تعیین کننده واقعی نتیجه هر انتخاباتی در نظامهای غربی، به سوی سنگین کردن کفه قدرت دموکراتها، سمت گیری کرده است.

خواننده علاقمند! این بحث، ادامه دارد.
----------------------------------
توضیحات
*1- کنگره آمریکا و یا مجلس نماینده گان، دارای 435 نماینده، که بمدت 2 سال، و مجلس سنا، دارای 100 نماینده هستند، که بمدت 6 سال تعیین میگردند. این رقابتها به این دلیل " انتخابات میاندوره ای" نام گرفته است، از آنجا که در نیمه دوره ریاست جمهوری 4 ساله، قرار میگیرد. رئیس جمهورفعلی آمریکا، تا 2 سال دیگر، در پست خود باقی خواهد ماند؛ با این تفاوت، که فاقد اکثریتی از حزب خود، در کنگره و سنا است.
---------------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانک ایرانی و غیر ایرانی در خارج از کشور، میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کر
---------------------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
--------------------------------
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com www.omid1917.blogfa.com
www.4bahman64.blogfa.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Thursday, November 09, 2006

اطلاع به بازدید کننده گان

!بازدید کننده گرامی

وبلاگهای " یادداشتهای اولیه" و " 4 بهمن 1364" به روز شده، علل تأخیر در ادامه کار وبلاگ " کاپیتال"، توضیح داده شده است.
http://omid1917.blogfa.com/post-3.aspx

http://4bahman64.blogfa.com/post-2.aspx
http://www.kapital.blogfa.com/post-14.aspx

Wednesday, November 08, 2006

! خطر قتل دو زندانی سیاسی


17 آبان 1385- 8 نوامبر 2006

" کیانوش سنجری، هر روز زیر مشت و لگد بازجویان قرار دارد و فریادهای او که اعلام میکند: میخواهند مرا بکشند! تمام بند را در سکوت فرو میبرد."

خبر بالا، از متن آخرین اطلاعیه " کارزار آزادی کیانوش سنجری"، برداشته شده، بر خطری که جان یک زندانی سیاسی دیگر را، پس از حجت زمانی، اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی تهدید میکند، دلالت دارد. کارزار مزبور با اطمینان اعلام میکند، زندانی فوق، " بشدت شکنجه شده"، و بر قصد مأموران اطلاعات رژیم در بند 209 زندان اوین، مبنی بر قتل فعال سیاسی نامبرده، تأکید نموده است.

زندانی سیاسی کیانوس سنجری، تاکنون چندین بار بازداشت و ماهها، ضمن تحمل شرایط دشوار زندان انفرادی، مورد ضرب وشتم و شکنجه های ضد انسانی قرار گرفته است. در آخرین تلاش برای تهیه گزارشی از تهاجم مأموران رژیم به مخالفین دخالت دین در دولت در تهران، بهمراه صدها نفر، از جمله سخنگوی معترضین، آقای حسین کاظمینی بروجردی، مورد ضرب و شتم شدید واقع شده، بازداشت گردید. زندانی سیاسی نامبرده، ضمن شرکت فعال در اعتراضات روزمره، تنها فرزند خانواده بوده، وظیفه کمک به مادر تنها، نیازمند و بیمار خود را نیز بر دوش میکشد.

گزارش بالا همچنین، بر شکنجه های طاقت فرسای اعمال شده، علیه آقای حسین کاظمینی بروجردی اشاره کرده، وضعیت جسمی بسیار نامساعد او را، مورد تأکید قرار داده است. سخنگوی معترضین مذهبی دین غیر سیاسی، بنا به اطلاعات بدست آمده، حالت عادی جسمی خود را از دست داده، با خطر مرگ روبروست. همچنین از میزان زندانیان دستگیرشده حوادث ذکر شده، هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست.

رژیم سرکوبگر اسلامی، روز به روز بر شدت فشار علیه مردم، و حدت سلب حقوق اولیه شهروندان دامن میزند. این تصور که با تغییرات سیاسی در آمریکا بنفع حزب دموکرات، که هم اینک محرز گشته، رژیم اسلامی دست به عقب نشینی در برابر مردم خواهد زد، تصوری است بکلی نادرست. برای حکومت اسلامی، قبل از هر چیز، حفظ خود از تعرض مردم بجان آمده، اهمیت داشته، هر تحولی در عرصه بین المللی، را با تهدیدات متقابل، امتیاز دهی به هزینه کشور و مردم، و یا روی آوری به سیاست فرسایشی ساختن کشمکشها، پاسخ گفته، آن را در سیاست داخلی جنایتکارانه خود ادغام میکند. از این طریق، هیچ کش و قوس خارجی، ناشی از جابجایی قدرت میان جناحهای مختلف امپریالیستی، بخودی خود تغییری جدی در بربرمنشی این رژیم پلید علیه مردم ایران، نخواهد داد. هر چند، تغییرات سیاسی در آمریکا، در اشکال دیگری، بازهم بر پیچیده گی اوضاع در خاورمیانه، بویژه ایران، خواهد افزود
.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی- اعلام آزادیهای عمومی – فراخوان کنگره شوراها
----------------------------------------
نشانی وبلاگ و تماس با کارزار آزادی کیانوش سنجری
http://sos-sanjari.blogspot.com
عفو بین الملل، خواهان آزادی کیانوش سنجری شد
http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=6503

Monday, November 06, 2006

خواست خاتمه سوء استفاده از عنوان و تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت در خارج از کشور

!بازدید کننده گرامی

متن زیر، یک متن اعتراضی، علیه سوءاستفاده از نام و تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت بوده، هر هفته روزهای شنبه، از ساعت 18 الی 22 به وقت اروپای مرکزی، بعنوان مطلب اول در این وبلاگ و سایر وب سایتهای این نگارنده، درج میگردد. این مقاله، پس از ساعت 22 در همان روز، باردیگر در وبلاگهای منتشر کننده آن، اما در تاریخ قدیمی و اصلی خود، جای خواهد گرفت
.
-----------------------------------------------
خواست خاتمه سوء استفاده
از عنوان و تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت در خارج از کشور

اکبر تک دهقان
15 آبان 1385- 6 نوامبر 20


بخشی از مصائب غیر قابل تحمل و درد و رنج ناشی از سلطه این رژیم فاشیستی، بدون هیچ تردیدی با انحلال سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، در ارتباط قرار میگیرد. در صورت وجود و رشد جریان چپ انقلابی و تحکیم موقعیت سازمان فدایی- اقلیت، رژیم اسلامی قادر به تداوم حیات چندش آور خود، و ارتکاب اینهمه جنایات هولناک علیه مردم ستمدیده نبود. چپ انقلابی تحت پرچم سیاهکل، در کمتر از 6 سال که از تجدید حیات آن گذشت، توده میلیونی مردم را به حرکت در آورده، کاخ ارتجاعی ترین رژیم جهان دوره خود را، بر سر بانیان آن ویران ساخت. اینکه حیات ماشین آدمکشی اسلامی، نه 7 سال، بلکه 27 سال تیره و تار ادامه یافت، بجز با فقدان یک جریان چپ انقلابی متشکل، متکی بر سنتهای انقلابی در جامعه ایران، با کدام منطق دیگر قابل توضیح است؟

به این حقیقت بدیهی در بالا اضافه شود، که سازمان فدایی در دوره رژیم سلطنتی، نه در خارج، که تماماً در داخل کشور شکل گرفته و فعالیت نموده است. از این رو ادعای وجود سازمانهایی در خارج از کشور با نام و عنوان فدایی، آنهم طی 25 سال پس از سال 60، هیچ شباهتی با روند پیدایش و تأثیرگذاری سازمان چریکهای فدایی خلق ایران ندارد. روشن است چنین دسته جاتی، هر چه که باشند، به سنت و تاریخ فدایی، که براساس دخالتگری مستقیم در مبارزات انقلابی شکل گرفت، مربوط نیستند.

جریانات شبه مافیایی که ننگ انحلال سازمان انقلابی توده های زحمتکش، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت را بر پیشانی دارند، همچنان به زندگی گیاهی خود در غرب ادامه داده، راه تشکل دوباره این نیروی پیشرو و مؤثر در هر تحول آتی را سد نموده اند. این در حالی است که در مقابل چشمان حیرت زده آنها، و بدون کمترین اعتنایی به محفل بازان و عوامفریبان مقیم خارج، نسل جوان چپ انقلابی از میان دانشجویان و کارگران کمونیست، در حال تجدید سازمان، و درصدد بدوش گرفتن وظایف سنگین سیاسی خود است.

محافل مقیم خارج که بناحق خود را به تاریخ و نام سازمان فدایی-اقلیت الصاق نموده اند، بدترین شکل انفعال و بی عملی و تقویت آگاهانه چپ اپورتونیست و اصلاح طلبان اسلامی را در پیش گرفته اند؛ این اما همه مشکل نیست. این جریانات هر از گاهی با به راه انداختن کارناوالی از رسوایی شغلی، سیاسی و یا مالی، باز هم هر چه بیشتر تیشه به ریشه سنتهای مبارزاتی مردم ایران میزنند. در این میان گروه عباس توکل، به موضوع روز در ارتکاب چنین فضاحتهایی در خارج مبدل شده، گوی سبقت در این زمینه را، از سایر جناحهای انحلال طلب در طیف فدایی- اقلیت، ربوده است.

امروزه این واقعیتی است غیر قابل انکار، که بخش اعظم فعالین سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، از دسته جات انحلال طلب در زیر فاصله گرفته اند. این جریانات فاقد کمترین تحرک و احساس مسئولیت در قبال جامعه، و بیگانه با تئوری و پراتیک سازمان، شامل گروههای زیر گشته، قادر و مایل به ایفای هیچ نقشی در مبارزات مردم ایران نیستند.

گروه عباس توکل ( موسوم به: " سازمان فداییان- اقلیت")
گروه مصطفی مدنی ( موسوم به: " اتحاد فداییان خلق ایران")
گروه یدی شیشوانی ( موسوم به: " اتحاد فداییان کمونیست ایران")
گروه حسین زهری/ بهرام ( موسوم به: " سازمان چریکهای فدایی خلق ایران" و یا " کمیته خارج سابق")
گروه هسته ( موسوم به: " هسته اقلیت").

با توجه به واقعیت بالا و اینکه گروههای فوق، با هدف انحلال سازمان فدایی- اقلیت، شکل گرفته اند، این سوال مطرح میشود، چنین به اصطلاح تشکلهایی، چرا هنوز به " فعالیت" خود ادامه داده، و عرصه را برای تجدید حیات این جریان در داخل کشور، باز نمیکنند؟ پاسخ این سوال برای تبعیدیان سیاسی در خارج، کاملاً روشن است: یدک کشیدن عنوان یک سازمان شناخته شده نظیر فدایی، یک وسیله کسب موقعیت، نام و امکانات مالی، شغلی، تسهیلات گسترده برای برقراری و حفظ روابط فردی- اجتماعی، همچنین دریافت حق اقامت در خارج، برای بستگان و هم محفلیهای خود است. از این گذشته، آنها امیدوارند از طریق انحصار عنوان فدایی، از پیدایش سازمانی انقلابی از این سنت در داخل جلوگیری کرده، جامعه را ناچار به پذیرش خود، بعنوان احزاب حاکم آینده کشور سازند. این افراد که جز ویرانگری در طیف فدایی- اقلیت، کارکرد دیگری نداشته اند، آشکارا نام و عنوان فدایی را، نظیر یک مارک تجاری، برای اهدف شخصی و سیاسی کنونی و آتی خود، بکار میگیرند. همین اما، مسیر کار و تلاش اکثریت وابسته گان این طیف را، هم در خارج و هم در داخل، سد کرده است. ما نه فقط با اپورتونیسم سیاسی، تشکیلات شکنی، و انحلال طلبی از نوع افراطی آن، بلکه با کلاهبرداری وقیحانه، پیچیده در زرورق فدایی و انقلاب، آنهم طی بیش از 20 سال پس از انحلال سازمان نیز، مواجهیم.

اقدامات منتهی به کشاندن سازمان به ورطه فاجعه نابود کننده 4 بهمن سال 1364، قتل رفقای فدایی و انحلال تشکیلات، خیانتی بزرگ علیه کارگران و زحمتکشان ایران محسوب میگردد. مسئول این وبلاگ، بعنوان یکی از فعالین مستقل طیف فدایی- اقلیت، ضمن محکوم نمودن عناصر شریک در این تبهکاری بیسابقه، وابستگان این محافل را، به برداشتن گامی مثبت، هر چند کوچک، دعوت کرده، آنها را به برچیدن این به اصطلاح سازمانهای سیاسی خود فرا میخواند. از طریق پایان سوء استفاده از عنوان فدایی توسط عناصر شبه مافیایی، که چیزی جز ننگ تاریخ این سازمان نیستند، باید راه برای ایجاد تغییرات جدی در طیف سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، و تسهیل تشکل چپ انقلابی در کشور هموار شود.

در اعتراض به عدم تعطیل دسته جات فوق، و ادامه سوء استفاده عناصر آنها از نام و تاریخ فدایی-اقلیت، متن درخواست بالا، هر هفته، در روزهای شنبه، از ساعت 18 الی 22 به وقت اروپای مرکزی، در صفحه اول وبلاگهای جمهوری شورایی، بازسازی، کاپیتال و ...، جای خواهد گرفت
.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند

---------------------------------

طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
---------------------------------
شماره حساب بانکی برای کمک مالی به کارگران اخراجی شرکت واحد تهران
بانک ملی ایران- تهران شعبه پل تهران نو، کد بانک 134، حساب قرض الحسنه شماره 732280 به نام آقایان: داوود نظری، ابراهیم مددی و ناصر غلامی. از هر بانکی در خارج از کشور میتوان با پرکردن فرم مخصوص، مستقیماً به شماره حساب فوق، پول واریز کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Sunday, November 05, 2006

جنایت میلیونی علیه شهروندان افغانستانی در ایران


رژیم جنایتکار اسلامی، در یورشی بیسابقه به مردم، دست به اخراج میلیونی کارگران افغانی ساکن ایران زده است. مأموران این رژیم فاشیستی، بصورت سازمانیافته و مسلح به محل کار کارگران هجوم برده، به بهانه نداشتن اجازه کار، کارگران افغانستانی را از کشور اخراج میکنند؛ در حالیکه همسران و فرزندان آنها، از سرنوشت سرپرستان خانواده خود، کمترین اطلاعی ندارند. اقدام حکومت اسلامی در این رابطه، نظیر همه تبهکاریهای آن، در مقایسه با سایر کشورهای جهان نیز، بی سابقه است. جمعیت افغانستانیهای مقیم ایران، بین 3 تا 4 میلیون نفر حدس زده میشود. رژیم اسلامی اما، بخش اعظم این توده زحمتکش را، که بخودی خود از کمترین حقوق انسانی برخوردار است، از حق قانونی کار در ایران محروم کرده است. بخش اعظم کارهای شاق و غیر قابل تحمل، به کارگران محروم افغانستانی واگذار شده، بدلیل بی پناهی و موقعیت غیر انسانی تحمیل شده به آنان، حق کمترین اعتراضی را هم ندارند.

براساس طرحی ضد مردمی، طی سه ماه آینده، بیش از نیم میلیون کارگر افغانستانی از ایران اخراج شده، این رقم بتدریج تا 2 میلیون نفر، افزایش خواهد یافت. هم اینک، فرزندان افغانیهایی که بدون مدارک کافی اقامت در ایران زندگی میکنند، از ثبت نام در مدارس منع شده، دارنده گان اقامت دائم نیز، باید مبالغ هنگفتی برای ثبت نام دانش آموزان بپردازند. اعتراض اخیر شهروندان افغانستانی در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد، با بیرحمی تمام مورد تهاجم قرار گرفته و شرکت کننده گان در آن، حتی کودکان، بشدت مورد ضرب و شتم واقع شده اند.

شرایط دردناک زندگی در ایران و عدم حضور سازمانهای انقلابی، توده های زحمتکش، حتی اقشار آگاه را نیز، نسبت به سرنوشت شهروندان افغانی، بی تفاوت ساخته است. رسانه های وابسته به رژیم و یا " مستقل"، مداوماً بر کوره ضدیت با پناهنده گان افغانی در ایران دمیده، فضای تهاجم به آنها را مهیاتر میسازند. موضع گیری صریح و دموکراتیک نهادهای مستقل کارگری، دانشجویی، زنان و مدافعین حقوق شهروندی، تنها امکان باقیمانده برای مقابله با این وحشیگری جدید رژیم اسلامی است.

تهاجم رژیم اسلامی به میلیونها نفر از شهروندان دارای تابعیت افغانی، پرده دیگری از واقعیت سرکوبگری علیه توده های زحمتکش و آزادیخواه بوده، هدف آن، کسب برگ برنده در به اصطلاح مبارزه علیه بیکاری، و در همان حال، تنگ تر ساختن هر چه بیشتر فضای تنفس سیاسی در جامعه است. رژیم اسلامی از طریق نابودی زندگی کارگران افغانی، به ایجاد کار برای بیکاران دست زده، امیدوار است، با تکیه بر پشتیبانی شاغل شده گان جدید، بر بحرانهای اجتماعی ناشی از بیکاری چندین میلیونی غلبه کرده، با خیالی آسوده تر، به استقبال تحریم اقتصادی غرب برود. از این رو، مقابله بخشهای متشکل مردم با ایلغار کنونی، و تلاش برای به عقب راندن این تبهکاری علنی، ضمن توقف تهاجم به میلیونها نفر از مردم، مبارزات ضد رژیمی کنونی را نیز، تقویت خواهد کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com www.omid1917.blogfa.com
www.4bahman64.blogfa.com
15 آبان 1385- 5 نوامبر 2006


اطلاع به بازدید کننده گان

!بازدید کننده گرامی

مطالب این نگارنده، بجز از طریق ارسال برای آدرسهای شخصی، در همین وبلاگ و وبلاگ بازسازی، در دسترس شما، قرار خواهند گرفت. همچنین در وبلاگ تازه تأسیس " یادداشتهای اولیه"، مطالب کوتاه، پراکنده، ایده های خام و " غیر رسمی" نیز، منتشر میگردند.
در صورت تمایل به دریافت مطالب این وبلاگها در فرمات - ورد- و یا - پی دی اف-، لطفاً از طریق نشانی ای- میل این وبلاگ،
اطلاع دهید.

www.j-shoraii.blogspot.com وبلاگ جمهوری شورایی
www.behkish.blogfa.com وبلاگ بازسازی
این وبلاگ، موقتاً فعال نیست
www.kapital.blogfa.com وبلاگ کاپیتال
www.omid1917.blogfa.com وبلاگ یادداشتهای اولیه
damawand158@yahoo.de نشانی تماس

جبهه کار و آزادی



تاریخ اصلی انتشار
26 مهرماه 5 138 - 18 اکتبر 2006

شرایط داخلی و بین المللی کشور، تردیدی در تشدید بحرانهای همه جانبه آتی، باقی نمیگذارد. رژیم اسلامی از یک طرف دست به سرکوب کمترین تحرک اعتراضی زده، پی در پی، تعطیل و محروم و اخراج و بازداشت میکند، از سوی دیگر حریفان منطقه ای و بین المللی آن، اقدامات نهایی پیرامون تحریم اقتصادی و مجازاتهای بعدی را، در دستور کار خود قرار داده اند. حتی اطلاعات دقیقتری، از تعیین تکلیف با رژیم اسلامی، طی یک سال آتی، از طریق بمبارانهای گسترده و تخریب کامل زیرساختهای اقتصادی کشور، حکایت میکند. تصویر آینده هولناکی که در پیش است، وظایف جنبش کارگری، دانشجویی، زنان و روشنفکران کشور را، بمراتب سنگین تر از گذشته نموده، این نیروهای اجتماعی را، به ورود به عرصه نهایی مبارزه برای تعیین سرنوشت کشور، فرا میخواند.

جامعه ایران، فاقد احزاب بزرگ و سازمانهای توده ای سراسری است. دلیل آن، کشتار همه فعالین کمونیست و مبارز نسل گذشته و نابودی تمامی احزاب سیاسی و تشکلهای توده ای، در نتیجه تهاجم فاشیستی دهه 60 در کشور است. معضلات مردم ایران، فوق العاده بزرگ و خروج از مقطع ترس و تهدید کنونی، بطور غیر قابل تصوری دشوار است. اما این شرایط دردناک و محدودیتهای فلج کننده، نباید جامعه را به تسلیم طلبی و پذیرش چشم اندازی ذلت بار و غیر قابل تحمل تر وادار ساخته، و مانع از تلاشی همگانی برای جلوگیری از تحریم اقتصادی، وقوع یک جنگ، و تخریب کامل شرایط زندگی مردم گردد. درک از معضلات عظیم و اعلام آن، فقط بیان نیمی از حقیقت است؛ نیمه دیگر حقیقت اما، ظرفیتها، تواناییها و خلاقیتهای تاریخساز مردم ایران، برای عبور از این برزخ سرنوشت ساز است.

امروزه در ایران، صدها نهاد و انجمن، جدا از هم و بی رابطه با یکدیگر، در زمینه های گوناگون شکل گرفته، در سطح معینی، بر گسترش اعتراضات و مبارزات روزمره، تأثیر گذار هستند. دراین میان میتوان قبل از همه در چهار عرصه، بر وجود تشکلهای توده ای، هر چند اسیرچنبره سرکوب، اشاره کرد. این چهار عرصه، به مبارزات کارگران، دانشجویان، روشنفکران ضد سانسور و زنان آزادیخواه، مربوط میگردد.

از میان تشکلهای موجود، و بشدت تحت کنترل و محدودیت، بدون هیچ تردیدی، باید قبل از همه، به سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد، پرداخت. این سندیکا، تنها از طریق مبارزات و فداکاریهای هزاران کارگر زحمتکش، که حاضر به پذیرش برده گی یک رژیم فاشیستی نیستند، شکل گرفت. پس از نابودی تشکلهای سندیکایی و شورایی کارگران در شرایط حیات انقلاب بهمن، این اولین و تنها تشکل مستقل کارگری در ایران است. سندیکای کارگران شرکت واحد، نه فقط یک سازمان کارگری، بلکه یک نهاد دموکراتیک، تکیه گاه و نقطه امید میلیونها نفر از مردمی است، که با فروپاشی سازمانهای سیاسی، هم اینک، به مبارزات مستقیم کارگران چشم دوخته اند.

هم اینک 55 نفر از فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد، بدلیل شرکت در سازماندهی مبارزات کارگری، شغل خود را از دست داده، هرگونه فعالیت سندیکا نیز، تعطیل اعلام گردیده است. کارگران اخراجی، حتی امکان استفاده از بیمه درمانی را نداشته، بعضاً قادر به تأمین هزینه های اولیه زندگی روزمره خود نیستند. این تشکل که تاکنون حفظ شده، باید بازهم تقویت گشته، و در مرکز هر تجمع دموکراتیک برای تغییر وضعیت سیاسی کشور، قرار گیرد.

زنان ایران بمثابه نیمی از جمعیت کشور، در شرایط سلطه یک رژیم ضد زن، بدون تردید، بیشترین بار محرومیت و سرکوب و تحقیر روزمره را متحمل شدند. اگر یکی از اهداف اصلی استفرار دستگاه فاشیستی مذهب اسلام در ایران را، الغاء حقوق شهروندی زنان، تحمیل برده گی عصر حجری و بی حقوقی محض بر نیمی از جامعه، معرفی کنیم، این کاملاً با واقعیت موجود، منطبق است. رژیم اسلامی در ایران، ستمگری بر زنان را، چه بسا، پس از سالهای اولیه سلطه محمد تاجر در سرزمینهای تحت اشغال لشگر اسلام، به اوج خود رساند. تنها جنایت ضدانسانی سنگسار زنان، لکه ننگی بر پیشانی همه بشریت پیشرو، در تمام کشورهای جهان، محسوب میشود. بربریت علنی علیه زنان، این توده تحت ستم را به یک نیروی سیاسی ارتقاء داده، آن را به مدافع تحولات انقلابی- دموکراتیک، مبدل ساخته است.

ستمگری علیه زنان، تنها به سلب حقوق اولیه سیاسی آنان و تحمیل تحقیر و مجازاتهای ضد بشری، محدود نمیشود. رابطه انسانی- عاطفی دختران و پسران، در سالهای رشد شخصیت فردی و نیازهای متقابل به یکدیگر، بکلی ممنوع شده، حتی از برگزاری اردوهای دانشگاهی، ممانعت میگردد. در ایران کنونی، بیش از 9 میلیون نفر از زنان، بدلیل چنین ترور آشکاری، قادر به ایجاد یک کانون اولیه مشترک نشده، به زندگی مجرد محکوم گشته اند. سطح کیفی رشد شغلی، انسانی و روحی نیمی از جامعه در چنین شرایطی، بطور بی سابقه ای در جهان کنونی، دچار محدودیت شده، زن ایرانی را به موقعیتی بسیار ناعادلانه و غیر انسانی رانده است.

درعرصه دیگر مقاومت علیه شرایط ضد انسانی کنونی، توده دانشجویان و فعالین مبتکر و پرتلاش آن قرار دارند. در شرایط سلطه این رژیم تبهکار، تشکلهای مستقل و توده ای دانشجویی، که بطور کامل روی پای خود ایستاده، از طریق نفی قوانین اسلامی حاکم، شکل گرفته باشند، وجود ندارند. از آنجایی که مبارزه علنی برای ایجاد هر تشکل دانشجویی غیر قانونی، به وابستگی به احزاب سیاسی سابق تعبیر گشته، با اخراج و بازداشت فوری پاسخ گرفته، فعالین دانشجویی را از حداقلهای موجود نیز محروم میکرد. از این گذشته، آنها برای ممانعت از قطع رابطه خود با دانشجویان و جلوگیری از تسلط عناصر شبه فاشیستی بر این تشکلها، ناچار به نوعی سازش اجباری با وضعیت سیاسی تحمیلی شده، به فعالیتهای صنفی- سیاسی در چنین نهادهایی تن دادند. فعالین دانشجویی، از این طریق اما، از اقدامات مستقل خود بازمانده، و سازماندهی سیاسی نسل جوان کشور و تأسیس یک حزب انقلابی بکمک دانشجویان کمونیست نیز، با محدودیتهای متعددی مواجه گردید.

تنها در طی هفته های اخیر، بیش از 100 نفر از دانشجویان مؤثر در مبارزات سیاسی- صنفی، به مراکز سرکوب احضار و مورد اخطار واقع شده، یا حکم محرومیت مقطعی از تحصیل و حتی اخراج از دانشگاه را دریافت کرده اند. این دور سرکوب روزمره، باز هم پیش رفته، تا تبدیل دانشگاهها، به گورستانی اسلامی، ادامه خواهد یافت.

روشنفکران ساکن کشور، و این یعنی نویسنده گان و هنرمندان مخالف رژیمهای دیکتاتوری، همواره بخشی از نیروی مؤثر جنبشهای مبارزاتی در ایران را تشکیل داده اند. کانون نویسنده گان ایران، روشنگری و تلاش اعضاء آن، علیه سانسور و سرکوب در رژیمهای سلطنتی و اسلامی، بوِیژه فداکاری چهره های شجاع و پیگیر، نظیر سعید سلطانپور، موضوع تازه ای نیست. این نیروی اجتماعی اما، با شروع کشتارهای همگانی دهه 60 به بعد، از امکانات خود برای شرکت و تأثیرگذاری در مبارزه سیاسی، بطور کامل محروم شد. تحت شرایط غیر قابل تحمل سرکوب و جنگ و کمبود، و اجبار بخش اعظم نویسنده گان و هنرمندان، به حفظ منافع صنفی و زندگی شغلی خود، نقش سیاسی کانون نویسنده گان نیز، به حداقل آن محدود گشت. صدها نفر از نویسنده گان و هنرمندان کشور، به خیل بازداشت شده گان، شکنجه و اعدام شده گان و یا گریخته گان از سلطه جنایتکارانه این رژیم بربرمنش، تعلق دارند. اضافه بر این، دهها نفر از فعالین فرهنگی کشور در این فاصله، طعمه جوخه های آدم کشی خیابانی گردیدند، که مورد قتلهای زنجیره ای، تنها از آخرین نمونه هاست.

کانون نویسنده گان ایران در دوره اخیر، مداوماً نسبت به تشدید محدودیتهای روزمره و سانسور مهار گسیخته فعلی، هشدار داده، دست به اعتراض زده است. این کانون، طی چندین اعتراض، صریحاً، اعمال سرکوب و سانسور افراطی را محکوم نموده، آن را بدترین شرایط، طی صد سال تاریخ اخیر کشور، نامیده است.

کارگران، زنان، دانشجویان و نویسنده گان، هم اکنون از حداقل امکانات برقراری ارتباط با یکدیگر برخوردار بوده، تشکلهای اولیه تأسیس یک جبهه دموکراتیک را در اختیار دارند. تأسیس جبهه ای برای کار و آزادی، آن امکان و ابزاری است، که نیروهای پراکنده موجود را، به یک نیروی متحد سیاسی مبدل خواهد ساخت. جامعه ایران در وضعیت فعلی، به ایجاد چنین جبهه نیرومندی، بمثابه نماینده مردم تحت فقر و سرکوب، نیاز دارد. از طریق تشکیل چنین جبهه ای، از یکطرف سدی در مقابل تاخت و تاز کنونی رژیم اسلامی ایجاد میشود؛ از سوی دیگر، با به میدان آوردن نیروی مستقل توده های مردم، ابتکار عمل از دست رژیم حاکم و قدرتهای امپریالیستی خارج شده، تعیین سرنوشت کشور در شرایط بحرانی آتی، در دست توده های مردم قرار میگیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها

www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385 در 7 قسمت بهم پیوسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Friday, November 03, 2006

خطاب به خواننده گان مقالات وبلاگهای جمهوری شورایی و بازسازی


نهم آبان 1385- 31 اکتبر 2006

امروزه این دیگر واقعیتی است عریان، که نام و عنوان " فدایی"، نشریه " کار" و "اقلیت"، نظیر یک مارک تجاری مورد سوء استفاده قرار میگیرند. اقدامات و شیوه فعالیت سیاسی عناصر و جریانات منتسب به این اسامی، در رفتار شخصی، تئوری و پراتیک سیاسی، هیچ قرابتی با آنچه مشخصه جریان فدایی است، ندارند. این موجب ایجاد سردرگمی و ابهام در میان مردم شده، راه تجدید سازمان نیروهای جدید متکی برتاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را، دشوارتر ساخته است. مسئول دو وبلاگ بالا، به سهم خود تلاش میکند، حد این تشتت را کاهش داده، ادبیات سیاسی استاندارد و معینی را، جایگزین آشفتگی کنونی در این زمینه سازد. از این رو، از این پس در مطالب وبلاگهای بالا، موارد مورد بحث، در شکلی ثابت ارائه خواهند گشت.

سازمانهای زیر، از طریق نحوه بیان یکسان پایین، نامیده و معرفی خواهند شد:

1- گروه یدی شیشوانی ( موسوم به: " اتحاد فداییان کمونیست ایران" )
---------------------

2- گروه عباس توکل ( موسوم به: " سازمان فداییان- اقلیت" )
---------------------

3- گروه هسته ( موسوم به: " هسته اقلیت " )
---------------------

4- گروه بهرام و یا گروه حسین زهری ( موسوم به: " کمیته خارج سابق" و یا " سازمان چریکهای فدایی خلق ایران" ). در صورت نام بردن از آن در یک مطلب، در زیر نویس، نشانی اینترنتی این گروه، برای اشتباه نشدن با موارد 5 و 6 در همین جدول، درج خواهد شد.
---------------------

5- گروه اشرف دهقانی ( موسوم به: " چریکهای فدایی خلق ایران" – بدون پیشوند "سازمان" ). در صورت نام بردن از آن در یک مطلب، در زیر نویس، نشانی اینترنتی این گروه، برای اشتباه نشدن با موارد 4 و 6 در همین جدول، درج خواهد شد.
--------------------

6- گروه مهدی سامع ( موسوم به: " سازمان چریکهای فدایی خلق ایران " ). در صورت نام بردن از آن در یک مطلب، در زیر نویس، نشانی اینترنتی این گروه، برای اشتباه نشدن با موارد 4 و 5 در همین جدول، درج خواهد شد.
---------------------

7- گروه مصطفی مدنی ( موسوم به: " اتحاد فداییان خلق ایران" ). در صورت نام بردن از آن در یک مطلب، در زیر نویس، نشانی اینترنتی این گروه، برای اشتباه نشدن با مورد 8 در همین جدول، درج خواهد شد.
--------------------

8- گروه نگهدار- طاهری پور ( موسوم به: " سازمان فداییان خلق ایران- اکثریت" ). در صورت نام بردن از آن در یک مطلب، در زیر نویس، نشانی اینترنتی این گروه، برای اشتباه نشدن با مورد 7 در همین جدول، درج خواهد شد.
---------------------
9- نام " سازمان چریکهای فدایی خلق ایران"، بدون هیچ توضیحی، برای نامیدن سازمان اصلی، از سیاهکل تا انشعاب بزرگ اکثریت- اقلیت در سال 1359، بکار خواهد رفت.
----------------------

10- در مطالب این وبلاگها، اصطلاحات " فدایی"، " سازمان فدایی" و یا " سازمان فدایی- اقلیت"، همچنین" فدایی- اقلیت"، بمعنای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران تا مقطع انشعاب، و یا سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، یعنی بلافاصله بعد از انشعاب بزرگ، بکار خواهند رفت.
-----------------------

11- نام " سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت"، برای نامیدن جناح اقلیت پس از انشعاب بزرگ، از سال 1359 بکار رفته، به استفاده از همین نام از سوی گروه توکل، پس از انشعابات این جریان در سال 1366، ربطی نخواهد داشت.
------------------------

12- در مطالب این وبلاگها، هرگز اصطلاح " اقلیت " بتنهایی، یا " اقلیتی ها"، و یا "سازمان اقلیت"، و یا " بچه های اقلیت " بکار نخواهند رفت. گروه آقای عباس توکل، تلاش میکند، چنین اصطلاحاتی را نظیر حق انحصاری خود بکار برده، مفهوم معینی را، بنفع خود القاء کند. میتوان با خیال راحت، آنها را با " اقلیت" و " اقلیتی ها" و " سازمان اقلیت" شان، تنها گذاشت.
------------------------

13- در مطالب این وبلاگها، اصطلاح " طیف فدایی" شامل همه جریانات منتسب به "سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت" که پس از 4 بهمن سال 1364، دچار انشعابات متعددی گشتند، میشود. این اصطلاح، شامل گروه اشرف دهقانی، گروه مهدی سامع و گروه روشنفکری الف- رحیم، که در سالهای گذشته، از سازمان اصلی و یا پس از انشعاب جدا شدند، نمی گردد.
-------------------------

14- در مطالب این وبلاگها، اصطلاح " طیف انقلابی فدایی" شامل همه جناحهای انشعابی از سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، پس از 4 بهمن سال 1364، و جناحها و افرادی نظیر گروه اشرف دهقانی میگردد.
-------------------------

15- در مطالب این وبلاگها، اصطلاح " طیف منفردین و فعالین مستقل سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت"، به گرایشهای مثلاً " متشکل" و افراد منفرد پس از انشعابات بهمن ماه سال 64 به بعد در سازمان بالا، مربوط میشود.
-------------------------
16- در مطالب این وبلاگها، عنوان " منفردین و فعالین مستقل فدایی"، و یا " نیروی اجتماعی فدایی- اقلیت"، به گرایشات و افراد وابسته ونزدیک به تئوری و پراتیک سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، اطلاق میگردد.

از این پس در کلیه مطالب دو وبلاگ بالا، همین فرم ثابت بکار رفته، تلاش میشود، به یک روال معمول و تغییرناپذیر تبدیل شود. تا آنجا که به اسامی گروههای سیاسی برمیگردد، در هر مقاله، برای بار اول، نام گروه در هر دو فرم آن، بطور کامل بکار میرود. طی سطور بعدی در مطلب فرضی، فقط بخش اول ( گروه ...)، تکرار میگردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی- اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com

Saturday, October 28, 2006

! جنایات روزمره علیه شهروندان عرب کشور


رژیم جنایتکار اسلامی، در بهترین حالت، این ننگ همه بشریت، با توسل به اقدامات ددمنشانه، بدوی و بازمانده از دوران بربریت در تاریخ بشر، شرایط اعمال فشار و سرکوب در جامعه را، روز به روز تشدید میکند. در این میان، اخبار شدت یابی سرکوبگری علیه کارگران و معلمان، اخراج و محرومیت دانشجویان، سلب بدیهی ترین حقوق زنان، و اعمال سانسور بی سابقه علیه انتشار کتب و روزنامه ها، در صدر اخبار هر روزه، قرار گرفته است. در پرتو چنین وضعیت غیر قابل تحملی اما، جامعه از مطلع شدن و مقابله با اقدامات ضد بشری، نظیر اعدام و قطع اعضاء بدن در شهرهای دور از پایتخت، غافل مانده است. جریانات ارتجاعی- قومی نیز، با صدور اطلاعیه های غیر دموکراتیک، طرح دعاوی پوچ و تخریب همبستگی مردم ایران، شناخت از اوضاع دردناک زندگی مردم در این مناطق را، دشوارتر ساخته اند.

" سازمان حقوق بشر اهواز" در خارج از کشور، طی صدور اطلاعیه ای بتاریخ 22 اکتبر سال جاری، پرده از بخشی از جنایات جدید رژیم اسلامی در استان خوزستان، برداشته است. در این اطلاعیه بویژه به اعدام چندین نفر از بازداشت شده گان، از میان شهروندان عرب، اشاره شده است. بر اساس اعلام این سازمان، مأمورین رژیم اسلامی، طی روزهای منتهی به روز ارعاب مذهبی موسوم به " عید فطر"، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف استان خوزستان، حتی زندانیان آزاد شده سالهای قبل را بازداشت و تحت شکنجه قرار داده، آنها را بعضاً با صدور احکام ضد انسانی، به قطع اعضاء بدن و مرگ محکوم کرده اند. در این میان، احکام اعدام در مورد عده ای از زندانیان، به اتهام شرکت در مبارزه مسلحانه، به اجراء در آمده است. بنا به اعلام روزنامه های محلی خوزستان، طی هفته پیش از صدور این اطلاعیه، 12 نفر، در امیدیه، رامهرمز، اهواز و شوشتر، بازداشت و بسرعت تحت محاکمه قرار گرفته اند. زندانیان نامبرده در پایین، بنا به اعلام این سازمان، به شیوه های غیر انسانی زیر مجازات شده اند:

1- عباس زعیل 33 ساله، محکوم به اعدام در ملاء عام گردیده، که این حکم به اجرا گذاشته شده است.

2- حمید خ. 45 ساله، به اعدام در ملاء عام محکوم گشته، که حکم صادره به اجرا گذاشته شده است.

3- علی کعبی 37 ساله، به اعدام در ملاء عام محکوم شده، واین حکم به اجرا گذاشته شده است.

4- رحیم عسکراوی، به 10 سال زندان و قطع دست راست و پای چپ محکوم شده است. این حکم در زندان کارون اهواز، به اجرا گذاشته شده است.

5- صباح م، به 10 سال زندان و قطع دست راست و پای چپ محکوم شده است. این حکم در زندان کارون اهواز، به اجرا گذاشته شده است.

6- حنش خسرجی، کرِم بدر نعامی، جلیل جنادله و 4 متهم دیگر، که هر یک به 10 سال زندان محکوم شده اند.

قابل ذکر است، که رژیم از وحشت مقابله مردم اهواز با ارتکاب جنایات فوق از سوی عوامل آن، متهمان را نه در ملاء عام، بلکه در محوطه زندان کارون اهواز، بدار آویخته است.

بنا به همین گزارش، آقای عوده عفراوی، پزشک و فعال حقوق مدنی، همچنین پدر زندانی سیاسی اعدام شده در فروردین سال جاری، علی عفراوی 17 ساله، بازداشت و به 20 سال زندان محکوم شده است. او هم اکنون تحت شرایط بسیار وخیم جسمی، و جلوگیری مأموران زندان از دریافت کمکهای پزشکی، بحالت تبعید در زندان اردبیل بسر میبرد. طبق گزارش این سازمان در همین حال، طی یک سال گذشته، مأموران رژیم اسلامی، 21066 نفر از شهروندان عرب در شهرهای مختلف خوزستان را، به دلایل سیاسی، بازداشت نموده اند.

سازمان حقوق بشر اهواز، باید هر چه بیشتر از دسته جات ارتجاعی- قومی در خارج از کشور و خوزستان فاصله گرفته، خود را بر دفاع از حقوق دموکراتیک شهروندان عرب، متمرکز کند. جریانات قومی، در کنار رژیم اسلامی، با تشدید خصومت میان مردم ایران، امکانات دفاع از حقوق شهروندان عرب در خوزستان را بشدت محدود ساخته اند؛ در صورتی که اعلام پیش از موقع خبر زندانیان محکوم به قطع اعضاء بدن، و تلاش تبلیغی فعالانه علیه اجرای این احکام بربرمنشانه، بطور محسوسی در سرنوشت زندانیان مؤثر بوده، و احتمال جلوگیری از این جنایت غیرقابل تصور را افزایش میداد.
-------------------------------------------

مقاله ای از این نگارنده، که به جنایتی در آذر ماه سال گذشته، نظیر اقدام اخیر عوامل رژیم، پرداخته است، در اینجا، بازتکثیر میگردد.

ایران قرن بیست و یکم، بریدن دست و پای انسان در مقابل چشمان تماشاچیان

11 آذر 1384- 2 دسامبر 2005

آیا تصور غلبه چنین شرایط سراپا بربرمنشانه ای در کشوری نظیر ایران، آنهم در قرن بیست و یکم امکان داشت؟ خیر هرگز امکان نداشت. اما با تبهکاری دسته جات " متمدن " و همدست این ماشین آدم کشی، به یک واقعیت روزمره، تلخ و نابود کننده بدیهی ترین ارزشهای انسانی مبدل شده است.جنایت ضد انسانی ذکر شده، به اجرای یک حکم قضایی رسمی، از سوی یک دولت عضو سازمان ملل، ناشی از یک " انتخابات" قانونی، مربوط است. این قساوت غیر قابل توصیف در روز 9 آذر، همین سه روز قبل در شهر اهواز، مرکز استانی که 80% ثروتهای کشور را تولید می کند، و در روز روشن روی داده است. یک جلاد از نوع میرغضبان عصر بربریت، در کمال خونسردی و آرامش، دست و پای انسانی را در مقابل چشمان تماشاچیانی سنگدل تر از خود، قطع می کند. به راستی این جامعه و این جهان، تا چه میزان سقوط کرده است؟!! این دستگاه آدم کشی فقط می تواند، حکومت آخوند اسلامی، رژیم سرمایه دار وحشی و بازاری هار ایرانی، و خیل " روشنفکران " تبهکار وابسته به آن، در داخل و خارج باشد. پس چه کسی در این جهان لعنتی، قادر است تا این درجه پست و ددمنش باشد؟شکل گیری چنین شرایط هولناکی در کشور، بدون همدستی " روشنفکران " پست تر از آخوند و بازاری، چه از نوع جبهه ملی، نهضت آزادی، بنی صدر، یا " نویسنده و شاعر و آوازه خوان" آن، و چه از نوع توده ای و اکثریتی پلید تر از آنان، امکان نداشت. این دشمنان بدیهی ترین حقوق انسان بودند که در مقابل چشمان میلیونها نفر از مردم، در همدستی با راهزنان بین المللی، با چشم انداز سهیم شدن در قدرت و ثروت، سنگ بنای جهنم کنونی را گذاردند. آنها امروز حق به جانب و روزنامه به دست، در کنار کوره آدم سوزی که به راه انداخته اند نشسته اند، و از ناشکری مردم نسبت به "جمهوری" خواهی و "دموکرات" منشی خود، شکوه میکنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها

www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385، در 7 قسمت متوالی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com

28 اکتبر 2006- 6 آبان 1385

Monday, October 23, 2006

! انقلاب اکتبر، چرخش دورانساز تکامل بشری


در روزهای فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب بزرگ سوسیالیستی اکتبر، به رهبری حزب سوسیال- دموکرات کارگری روسیه ( بلشویک) و لنین، این تأثیر گذارترین شخصیت انقلابی همه اعصار، بسر میبریم. هشتاد و نه سال، از این انقلاب تاریخساز و عظیم ترین دگرگونی سیاسی، در تمام طول تاریخ بشر گذشت. خلاقیت بزرگ طبقه کارگر، آغاز عصر انقلابات کارگری، دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم و تغییرات بنیادی در حیات بشری را نوید داده، خود بطور مستقیم، در بزرگترین کشور جهان، تحولات همه جانبه اقتصادی- اجتماعی را موجب گردید. انقلاب اکتبر پایان جنگ امپریالیستی، تضمین حق ملل در تعیین سرنوشت خویش، نابودی بقایای نظامات ماقبل سرمایه داری، و خاتمه ستمگری به توده های دهقانان را هدف فوری خود قرار داده، بلافاصله به آن دست یافت. این انقلاب بزرگ، مبارزه آشتی ناپذیر علیه استثمار انسان از انسان، دفاع پیگیرانه از برابر حقوقی زنان و مردان، هدف در هم شکستن دستگاه دولتی ارتجاعی بورژوایی و استقرار حاکمیت توده های زحمتکش بر سرنوشت خویش را مجسم میساخت. انقلاب اکتبر، بیان آمال و آرزوهای میلیاردها انسان تحت استثمار و تحقیر و برده گی سرمایه داری، برای برچیدن جامعه طبقاتی، ایجاد نظامی سوسیالیستی و شایسته بشریت پیشرو بود. این تحول بیسابقه، سیمای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان معاصر را بکلی دگرگون کرده، مهر خود را بر پیشانی تمامی اشکال زندگی انسانها در همه کشورها کوبید. اگر تاریخ تکامل انسان بر سیاره زمین را، به دوران پیش و پس از انقلاب اکتبر تقسیم کنیم، این با واقعیات زندگی بشر در قرن بیستم، کاملاً منطبق است.

انقلاب اکتبر و اردوگاهی از کشورهای سوسیالیستی ناشی از آن، عاقبت در اوائل دهه 90، پس از نزدیک به 75 سال، مبارزه و مقاومت در برابر نظم ضد انسانی امپریالیسم، شکست خورده، فرو پاشید. در هم شکستن اتحاد شوروی اما، ذره ای در حقانیت طبقه کارگر جهانی، در توسل به این انقلاب عمیقاً انسانی و تلاش برای تحقق جامعه کمونیستی، تغییری نداد. بلکه این قبل از هر چیز، درنده خویی و بربرمنشی نظام امپریالیستی را، بمثابه مانع اصلی تکامل تاریخی جامعه بشری، بر همگان آشکار ساخت.
دوم آبان 1385- 24 اکتبر 2006

Wednesday, October 18, 2006

اطلاع به بازدید کننده گان

خواننده گرامی

وبلاگ بازسازی، به روز شد. درصورت علاقمندی، شما را به مطالعه مقاله ای تحت عنوان " جبهه کار و آزادی"، در نشانی زیر، دعوت میکنم.http://behkish.blogfa.com/post-21.aspx

Sunday, October 15, 2006

! اعتراض علیه سیاست سرکوب همگانی


موج تهاجم به فعالیت هر فرد و موجودیت هر نهاد غیر حکومتی، کشور را فرا گرفته است. رژیم اسلامی که در سیاست خارجی خود، موفق به دستیابی به اهداف منطقه ای و جهانی خود نگشته، مردم تحت گروگان خود را هر چه بیرحمانه تر، آماج سیاست ترور روزمره قرار میدهد. هم اکنون دهها نفر از بازداشت شده گان آخرین توحش رژیم در روز شنبه 16 مهرماه در حوالی میدان انقلاب، در زندان اوین به بند کشیده شده اند. در این تهاجم سرکوبگرانه، صدها نفر از مردم تهران، به شیوه وحشیانه ای بشدت مورد ضرب و شتم واقع شده، به همراه یک روحانی غیر حکومتی و بستگان نزدیک او، بازداشت گردیده اند.

براساس اطلاعیه ای از سوی کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، بخشی از بازداشت شده گان یورش اخیر مأموران رژیم به محل سکونت آقای بروجردی، از زندان اوین آزاد شده، از شرایط غیرانسانی حاکم بر زندان، حتی از احتمال مرگ یکی از زخمی شده گان در جریان تهاجم پاسداران، سخن میگویند. در این میان، وضعیت بازداشت شده درگیری اخیر و فعال دانشجویی آقای کیانوش سنجری نیز ناروشن، و خبر احتمال انتقال فرد مزبور به بیمارستان، نقل گردیده است؛ بنابر گزارش موجود، روزنامه حکومتی رسالت، از هم اکنون، مشغول فضا سازی برای اعمال مجازات سنگین علیه او است. چندی پیش نیز، دو زندانی سیاسی و فعال دانشجویی، اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی، در پی یک اعتصاب غذای کمتر از 10 روزه، بطرزی مشکوک در زندانهای اوین و گوهردشت جانباختند.

در این میان، آخرین گزارشها از شکنجه گاههای این رژیم پلید، از وضعیت درحال اعتصاب غذا و یا بیماری چندین نفر از زندانیان، حکایت میکنند. بستگان نزدیک زندانی سیاسی احمد باطبی در تازه ترین خبر، از بیماری و وضعیت بشدت نگران کننده او، اطلاع میدهند؛ مأمورین رژیم اسلامی با تعیین وثیقه ای بسیار سنگین، عملاً آزادی او را غیر ممکن ساخته اند. زندانی سیاسی علی اکبر موسوی خوئینی ها، که بدلیل شرکت در تجمع زنان آزادیخواه در روز 22 خرداد سال جاری بازداشت شده است، همچنان تحت شرایطی غیر انسانی، در بند 209 زندان اوین زندانی است؛ زندانی فوق در فرصتی پیش آمده، دست به افشاء شکنجه و ضرب و شتم روزمره بازجویان علیه خود، زده است. زندانی سیاسی کیوان رفیعی نیز که از روز 18 تیر ماه سال جاری در بازداشت بسر میبرد، طبق جدیدترین گزارش، دو هفته اخیر را در اعتصاب غذا علیه علل و شرایط بازداشت خود، بسر برده است. تلاش خانواده کیوان رفیعی برای ملاقات با او، هنوز به نتیجه ای نرسیده است.

زندانی سیاسی کیوان انصاری، از طریق یک آدم ربایی علنی در خیابان بازداشت شده، حتی مأمورین زندانهای رژیم اسلامی در تهران، به عدم وجود نام او در لیست زندانیان، اشاره میکنند. از تاریخ بازداشت کیوان انصاری، یکی از فعالین دانشجویی سابق، در روز 27 شهریور تا کنون، خانواده او موفق به هیچگونه اطلاعی از وضعیت و محل بازداشت او نشده اند. دانشجویان دانشکده پلی تکنیک تهران، محل کار آقای کیوان انصاری، تجمعی را دراعتراض به بازداشت او در روز 24 مهرماه، در دانشگاه امیرکبیر تهران، برگزار خواهند نمود.

در همین حال، زندانی بلاتکلیف ماشاءالله عباسی زاده، پس از 7 ماه بازداشت به دلایل واهی، هم اکنون در شرایط بسیار وخیم جسمی قرار داشته، مأمورین رژیم در زندان، از تأمین امکانات اولیه برای معالجه او، جلوگیری میکنند. زندانی فوق پس از گذراندن 4 ماه شرایط غیرانسانی بندهای انفرادی بخش 209، در حال حاضر در بند 350 اوین و در بلاتکلیفی، به حال خود رها شده است.

فعال سابق انجمن دانشجویی دانشگاه یزد، آقای سعید( خیرالله) درخشندی، پس از گذشت 50 روز از بازداشت، همچنان در شرایطی غیر قابل تحمل، و تحت فشارهای مداوم جسمی و روحی، در زندان بسر میبرد. خانواده زندانی نامبرده، برای اولین بار بعد از گذشت 50 روز از زندان انفرادی او، موفق به ملاقات با زندانی فوق شده، وضعیت جسمی او را، وخیم توصیف نموده اند. سعید ( خیرالله) درخشندی در اواخر مرداد ماه، بازداشت، و در بند انفرادی 209 اوین، به بند کشیده شده است. گزارشهای دیگری از وضعیت بسیار دشوار و بیماری جسمی زندانیان دیگر در زندان اوین، حیدرقلی سلطانی و سعید شالچی، سخن گفته، به ایجاد محدودیتهای متعدد از سوی مأمورین رژیم در کمک رسانی به آنها، اشاره میکنند.

عوامل رژیم اسلامی طی روزهای اخیر، فعالین کارگری مستقل در شهر سقز، محمود صالحی و جلال حسینی را در اقدامی سرکوبگرانه و برای چندمین بار، به بیدادگاه اسلامی شهر سقز، فراخوانده اند. افراد نامبرده به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم بزرگداشت در روز اول ماه مه 1383 در شهر سقز، تحت تعقیب دستگاه قضایی رژیم اسلامی در منطقه قرار گرفته اند. کارگران تحت تهدید مداوم، در اطلاعیه ای، خواهان پشتیبانی سازمانها و نهادهای مدافع مبارزات دموکراتیک گشته اند.

در این میان اکثریت نشریات دانشجویی نیز توقیف و انجمنهای دانشگاهی قانونی تعطیل، بعضاً تخریب گردیده، دانشجویان مبارز از حق ثبت نام، حتی ورود به محوطه دانشگاه، منع شده اند. فعالین دانشجویی عابد توانچه، یاشار قاجار، بهروز کریمی زاده، محسن سهرابی، پیمان عارف و تعداد دیگری، یا اخراج شده و یا به محرومیت مقطعی از تحصیل محکوم شده اند. بر اساس گزارش منبع بالا، در طول هفته های اخیر حداقل 100 نفر از دانشجویان، به دفاتر نهادهای سرکوب داخلی در دانشگاههای سراسر کشور احضار، تحت بازجویی و مورد توهین و برخوردهای تحقیرآمیز قرار گرفته اند. برای نزدیک به 30 نفر از دانشجویان احضار شده، احکامی نظیر محرومیت مقطعی از تحصیل، صادر شده است. اتهام همه آنها، شرکت در فعالیتهای سیاسی در دانشگاهها است.

در طی روزهای گذشته، سه نفر از مسئولین نشریه محلی روژ هه لات( کردی- فارسی)، و روزنامه نگار بوشهری حسین شاکری، خبرنگار هفته نامه پیام جنوب، بازداشت شده، مدیر مسئول آن، علیرضا شیرکانی نیز، در انتظار همین سرنوشت است. مأمورین رژیم اسلامی در دو روز اخیر در کردستان، علاوه بر برخوردهای ضد انسانی در جریان بازداشت فعال حقوق زنان خانم رویا طلوعی در سال گذشته، دست به مصادره اموال شخصی و دارایی محل کار سابق او زده اند. خانم رویا طلوعی، پس از آزادی از شکنجه گاه رژیم اسلامی در سال گذشته، به خارج از کشور پناهنده شده، از دسترس ترورهای روزمره مأمورین رژیم، خارج گشته است.

موارد اشاره شده در بالا، تنها نمونه های اخیراً گزارش شده، از تهاجمات روزمره مأمورین رژیم اسلامی، به حقوق اولیه مردم است. در کنار این گزارشات، تعطیلی چندین روزنامه و مجله، نظیر روزنامه شرق، مجلات نامه و حافط، و ...، همچنین تعطیلی صدها سایت و انجمن و نهاد دیگر، به بخشی از پرونده تشدید سرکوبگری جدید رژیم اسلامی، تعلق دارند. شواهد بالا، حاکی از ادامه این روند، تا برخورد آن به یک مانع جدی، نظیر مقاومتهای سازمانیافته توده ای، و یا تنگ تر شدن هر چه بیشتر فضای رقابتهای فرسایشی با حریفان بین المللی رژیم اسلامی است.

جناحهای اسلامی درون و حاشیه رژیم، همچنین مخالفتهای مدافعین دین غیر سیاسی، به دلیل به انتها رسیدن کامل ظرفیت جریانات اسلامی در ایجاد توهم بنفع مذهب، و از این طریق، بسیج نیرو علیه کمونیسم، دیگر یک فاکتور جدی در معادلات سیاسی کشور نیستند؛ اشاره به این نکته، بدلیل وقوع درگیریهای جدید، میان مخالفین دخالت دین در حکومت با مأمورین رژیم اسلامی، ضروری است. ضمن احترام و تأیید مقاومت مدافعین حق آزادی مذاهب، باید اما به این حقیقت نیز اشاره نمود، که مذهب در ایران، همواره بخش جدایی ناپذیر ستمگری طبقات حاکمه بوده، دین غیر سیاسی، از سوی جناحهای اصلی بورژوازی، مورد پشتیبانی جدی قرار نگرفته است؛ صرفنظر از اینکه، گذشت 28 سال از سلطه این رژیم پلید، طبقه متوسط را همچنین، بطور قطعی از کارآیی دین در مقابله با کمونیسم ناامید ساخته، اهمیت آن را در کشاندن خرده بورژوازی شهری بدنبال رهبران مذهبی غیر سیاسی، مورد تردید قرار داده، و این طبقه را در دفاع از مذهب بطور کلی، بی انگیزه نموده است. از این گذشته، نفرت بحق موجود علیه سلطه نهاد مذهب اسلام در جامعه بقدری است، که دفاع فعالانه از دین غیر سیاسی، نه فقط قادر به ایجاد یک قدرت مخالف، علیه رژیم نیست، بلکه یک حزب اپوزیسیون را، حتی به حاشیه منازعات سیاسی، سوق خواهد داد. حکومت اسلامی در ایران، مالک و میدان دار اصلی مذهب اسلام در این جامعه، چه بسا، در جهان است. نه رژیم اسلامی نیروی دیگری را در همین حوزه میپذیرد، و نه جامعه و جهان، وجود اسلامی " بهتر" از مذهب حاکم را، به رسمیت میشناسد. یکی از دلایل اصلی بی اعتباری سازمان مجاهدین خلق و جناحی از چپ اپورتونیست( متوهم به بنی صدر و گنجی)، ناتوانی مفرط رهبران و " کادرهای" آنها، از درک همین واقعیت عینی است، که مستقل از تمایلات افراد و طبقات اجتماعی وجود دارد.

تجارب گذشته و کنونی بدون هیچ تردیدی نشان میدهند، ایجاد هر مانعی علیه تاخت و تاز افسار گسیخته کنونی در کشور، تنها از طریق بسیج نیرو و اتحاد در میان کارگران، دانشجویان و زنان، حول اهداف انقلابی- دموکراتیک، امکانپذیر است.
-------------------------

برای کسب اطلاعات بیشتر از وضعیت کنونی زندانیان سیاسی، شما را به مطالعه اطلاعیه جدیدی، که از سوی " فعالان حقوق بشر در ایران" صادر شده است، دعوت میکنم:

http://www.hra-iran.blogfa.com/post-217.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385
http://www.rojhelatpres.com/agust-06/30-2.htm
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com
بیست و سوم مهر 1385- 15 اکتبر2006

Thursday, October 12, 2006

اطلاع به بازدید کننده گان

بازدید کننده گرامی

وبلاگ بازسازی، به روز شد. در صورت علاقمندی، شما را به مطالعه مقاله " چپ انقلابی ایران در حال تجدید سازمان"، در نشانی زیر دعوت میکنم.
http://behkish.blogfa.com/8507.aspx

Tuesday, October 10, 2006

فضای نظامیگری و خطر وقوع جنگ


براساس اخبار منتشره، کشور کره شمالی دست به یک آزمایش هسته ای زده است. اهمیت آن در سطح سیاست بین المللی به حدی است، که بلافاصله در روز دوشنبه 9 اکتبر، دولت آمریکا با ارائه قطعنامه ای به نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل، خواهان انجام محاصره دریایی، برای تضمین تحریم اقتصادی این کشور شده است. اقدام کره شمالی، بسیاری از محاسبات قدرتهای جهانی را بهم ریخته، بطور محسوسی بر سیاست آنها پیرامون پرونده هسته ای رژیم اسلامی، تأثیر خواهد گذاشت.

توسل کره شمالی به قدرت نمایی هسته ای همچنین، دولت چین، یعنی متحد دائمی آن را نیز شوکه ساخته، آن را به محکومیت فوری اقدام کره شمالی کشانده است. این اولین بار است که دولت چین، چنین آشکار و غیر متعارف، علیه کره شمالی موضع گیری کرده، از آن میخواهد به سیاست هسته ای خود، خاتمه دهد.

انجام آزمایش هسته ای از سوی کره شمالی، بدون هیچ تردیدی، " موهبتی الهی" برای قدرتهای غربی است. از این طریق، وجود خطر تسلیح هسته ای قدرتهای دیگر " محور شرارت"، نظیر رژیم اسلامی، در نزد دولتها، احزاب مخالف و افکار عمومی غرب نیز، مسلم میشود. این درست آن شرایط سیاسی داخلی و بین المللی دلخواه دولت بوش، طراحان جنگی و ژنرالهای آن است، که مدتها برای اثبات وجود چنین خطری، دست به تلاش زده اند. واکنش سریع و منفی دولت چین نیز، عمدتاً از این طریق، قابل توضیح است. طی ماههای اخیر، دولتهای روسیه و چین، برای جلوگیری از تحکیم قدرت غرب در خلیح فارس از طریق یک جنگ جدید، به اقدامات متعددی روی آورده اند. این دو دولت، هر تلاش آمریکا، برای کشاندن اوضاع به شرایط یک تصمیم گیری ضد رژیم اسلامی را خنثی کرده، بر سیاست ادامه مذاکرات، تأکید نموده اند. در حالیکه آزمایش هسته ای کره شمالی، آشکارا به تضعیف موقعیت سیاسی چین و روسیه در برابر آمریکا منجر شده، موضع جناحهای تندرو در دولت بوش را تقویت کرده است. این تغییر در ادامه خود، پرونده هسته ای رژیم اسلامی را، که خود هم اینک در بالاترین سطح حساسیت قرار دارد، به موضوعی بسیار مهمتر از گذشته، تبدیل نموده است.

به تأثیر سیاسی حادثه بالا، باید شرایط بازهم وخیم تر عراق و افغانستان را اضافه نمود. در ماههای اخیر، بطور آشکاری، جنگ و ترور و آدم کشی در هر دو کشور، افزایش یافته، هیچ چشم اندازی از بهبود اوضاع بچشم نمیخورد. این تصور که دولتهای سهیم در اشغال و جنایت، به ناتوانی خود اعتراف کرده، دست به تخلیه دو کشور میزنند، تصوری نادرست است. بلکه دقیق تر است اگر ادعا کنیم، دولتهای غربی، هر چه بیشتر بر ضرروت " حل مسئله ایران" متمرکز شده، از دید خود، به حل اساسی معضل تروریسم اسلامی روی خواهند آورد. جنگ لبنان و موضع کاملاً آشکار غرب در حذف قدرت نظامی حزب الله، ابهامی در مقاصد آنها، در تسویه حساب با متحد دیروزی خود، رژیم اسلامی، باقی نگذاشت.

تهاجمات نظامی ارتشهای غربی به یوگوسلاوی، افغانستان و عراق، درعین حال با شرایط درهم تنیده گی هر چه بیشتر اقتصاد سرمایه داری در جهان نیز، همزمان گشته است. برای بخش بزرگی از دولتها، احزاب سیاسی و افکار عمومی درغرب، حضور نظامی و لشگر کشی به مناطق بحرانی، به ضرورت شرایط " جهانی " شدن اقتصاد امپریالیستی، فراروئیده است. مخالفتهای روشنفکرانه با تهاجمات نظامی درغرب، هنوز بازتاب واقعی افکار عمومی نبوده، قادر به ارائه تصویری واقعی، از جهان مداوماً در حال پیوند کنونی نیست. امروزه بتدریج نه فقط در غرب، بلکه در سراسر جهان، حضور نظامی مستقیم آمریکا در مناطق بحرانی، منطقی و عادی جلوه کرده، به اجتناب ناپذیری ایجاد امنیت در جهان تک قطبی تفسیر میشود. این بویژه اهمیت دارد، از آنجا که روسیه و چین، در سیاست توسعه اقتصادی و کسب بازار، قبل از همه به سرمایه آمریکایی و توافق با غرب وابسته شده، در موقعیت ایجاد یک قدرت آلترناتیو نظامی علیه آمریکا نیستند.

رد مداوم شرایط غرب پیرامون پرونده هسته ای از سوی رژیم اسلامی از یک طرف، و حساس شدن شرایط امنیت بین المللی از طریق آزمایش هسته ای کره شمالی از سوی دیگر، خطر وقوع جنگ جدیدی در خاورمیانه را بازهم تشدید ساخته است. این واقعیت قبل از همه، وظایف فعالین کارگری، دانشجویی و زنان در کشور را، سنگین تر نموده، ضرورت تمرکز بر مسائل سیاسی کشور را، دو چندان میسازد. جریانات محفلی در خارج از کشور، با دامن زدن به مسائل دلخواه خود ( تفریح و یادبود و مراسم و مصاحبه ...)، به حساسیت مردم نسبت به خطرات موجود آسیب زده، جامعه را به حالت رخوت و بی خبری از شرایط خطرناک کنونی، سوق میدهند. نهادهای مستقل کارگری و دانشجویی در کشور، بجای درگیرشدن با فضای سیاسی غیر مولد خارج، بدتر از آن، محیط تعارف و تملق و محفلیسم بدوی پالتاک، باید به ایجاد اتحاد در صفوف خود روی آورده، دخالت در تحولات سیاسی را، به وظیفه اصلی خود مبدل نمایند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها

www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385
http://www.rojhelatpres.com/agust-06/30-2.htm
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اکبر تک دهقان، 18 مهر 1385- 10 اکتبر 2006
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com

Tuesday, October 03, 2006

! باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد



بازگویی جنایات رژیم اسلامی، علیه زندانیان سیاسی دهه 60


بیاد رفیق فدایی، محمد فیروزی که در مهر ماه سال 1360، در بندرعباس به جوخه اعدام سپرده شد.

محمد فیروزی، از مسئولین دانش آموزان پیشگام شهر بندرعباس، کمونیستی پرشور و رفیقی پرتلاش، دوست داشتنی و صمیمی بود؛ گفتگوی ساده با او، شور زندگی را در مخاطب گپهای او، بیدار میکرد. او، گندم گون، خندان و پرتحرک، به جمع اتاقی که در آن زندگی میکرد، شور و سرزندگی میبخشید و کسی نمیخواست فرصت هم صحبتی با او را از دست بدهد.

محمد فیروزی در جریان اعتراضات وسیع و چند روزه دانش آموزان، در اردیبهشت سال 1359 در بندرعباس، بازداشت شد. رفیق، فعالانه در سطح شهر، در درگیری مستقیم با آدم کشان رژیم شرکت داشته، نقش اصلی را در سازماندهی مقابله با پاسداران بر دوش کشید. شدت نفرت پاسداران و مأموران رژیم علیه او، چهره ای فعال و بسیار شناخته شده در شهر، بقدری بود، که در اولین جلسه دادگاه، برای او حکم اعدام صادر میگردد. تحت فشار تظاهرات مجدد دانش آموزان و مردم معترض، همچنین سن زیر 18 سالگی او، حکم صادره، به حبس ابد تغییر می یابد. او در این زمان، هنوز سن 17 سالگی را پشت سر نگذاشته بود.

محمد فیروزی سپس به زندان یزد و پس از آن زندان قم و عاقبت در اوایل سال 60، به واحد یک زندان قزلحصار منتقل شد. بعدها کلیه زندانیان این واحد که تحت کنترل شهربانی قرار داشت، به واحد 2 که در اختیار دادستانی قرار گرفته بود، انتقال یافتند. از میان این گروه از زندانیان میتوان به سعید متحدین ( برادر محبوبه متحدین، جانباخته در رژیم ساواک) اشاره نمود، که چندی پس از آن، در زندان اوین به جوخه اعدام سپرده شد.

محمد فیروزی ساکن روستایی نزدیک بندرعباس و از خانواده ای بسیار فقیر و محروم بود. او، پدر خود را از دست داده، تحت سرپرستی مادر خود قرار داشته، احتمالاً تنها فرزند خانواده بود. مادر او، ضعیف و شکسته، هر ماه بتنهایی، برای ملاقات فرزندش، از بندرعباس به تهران و زندان قزلحصار می آمد. او خود میگفت " مادرم هر بار میگوید، من میدانم اینها آخر تو را اعدام خواهند کرد"

رفیق ما در طول دوره زندان یزد و یا قم، از موضوع وقوع انشعاب در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در خرداد سال 59 مطلع شده، و بدون تعلل از جناح اقلیت پشتیبانی میکند. او همواره درصحبتها و بحثهای بعدی در بند 2 عمومی زندان قزلحصار، با افتخار به این موضوع اشاره میکرد.

در مرداد ماه سال 1360، کلیه زندانیان بند 2 عمومی واحد 2 زندان قزلحصار( از جمله نگارنده این سطور)، پس از تحمل دهها و بعضاً صدها ضربه کابل و ضربات پوتین، بدلیل عدم محکوم نمودن سازمانهای سیاسی، به بند روبروی آن، بند 2 مجرد و بند کنار آن، منتقل شدند. محمد هم در این گروه قرار داشت. در اواخر تابستان، زندانیان بند 2 مجرد، از انتقال محمد فیروزی به بندرعباس، مطلع شدند. چند روز بعد نام او و چند نفر از مجاهدین در بندرعباس، در یکی از روزنامه هایی که هنوز در دسترس قرار میگرفت، درج گردید. دژخیمان رژیم، محمد فیروزی و سایر زندانیان نامبرده را، به جوخه اعدام سپرده بودند. محمد فیروزی را درست در همان روزهایی که بتازه گی به سن 18 سالگی رسیده بود، برای اجرای حکم اعدام به بندرعباس بازگرداندند.

او خود در دقایق انتقال از بند مجرد زندان قزلحصار، با صدای بلند و صورتی خندان و پرشور، به زندانیان دیگر گفته بود،" در لحظه اعدام، سرود انترناسیونال را خواهم خواند!"

فغان! که سرگذشت ما

سرود بی اعتقاد سربازان تو بود

که از فتح قلعه روسپیان

باز می آمدند

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،

که مادران سیاه پوش

داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد

هنوز از سجاده ها

سر بر نگرفته اند!
احمد شاملو

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها

www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385
http://www.rojhelatpres.com/agust-06/30-2.htm
12 مهر 1384- 4 اکتبر 2006

اعتراض علیه سرکوب مخالفین دخالت دین در دولت


رژیم جنایتکار اسلامی، در هفته ها و روزهای اخیر، دست به تشدید سرکوب همه جانبه مردم، قبل از همه کارگران، دانشجویان و زنان، در سراسر کشور زده است. در ادامه این لشگرکشی علیه هر صدای مخالفی، روحانی غیر سیاسی آقای حسین کاظمینی بروجردی و همکاران ایشان، بدون هیچ دلیلی، در محل کار و سکونت خود در تهران، مورد تهاجم واقع شده، دهها نفر از نزدیکان و اعضاء خانواده شهروند نامبرده، به بند کشیده شده، تحت شکنجه های ضد انسانی قرار گرفته اند. آقای کاظمینی بروجردی، مواضعی صریحاً علیه دخالت دین در دولت اتخاذ نموده، هرگز به جانبدارای از رژیم ترور اسلامی، نپرداخته اند. بلکه نظیر آخرین اطلاعیه خود، آن را یک رژیم زورگو، مروج تبعیض و بی عدالتی و کشتار مردم ایران، معرفی نموده اند.

در این میان، زندانی سیاسی سابق و فعال دانشجویی، کیانوش سنجری، بر اساس اطلاعات موثق، آمار دستگیرشده گان از بستگان و همکاران آقای بروجردی را، منتشر نموده اند. در اطلاعیه صادره از سوی آقای سنجری، بتاریخ 9 مهرماه 1385، با ذکر نام بازداشت شده گان، از دستگیری بیش از 114 نفر از دوستان و همکاران آقای بروجردی، تا عصر روز یکشنبه 9 مهر ماه گزارش شده، و نام بازداشت شده گان شناخته شده نیز، درج گردیده است.

رژیم بربرمنش حاکم، 70 میلیون نفر مردم ایران را به گروگان گرفته، نظیر دسته ای اشغالگر در عصر حجر، کمترین حقی را برای شهروندانی که در سرزمین مادری خود زندگی میکنند، برسمیت نمیشناسد. اضافه بر اینهمه تبهکاری، حق شهروندانی را که خود روحانی بوده، با دخالت دین در دولت مخالفت نموده، با خشونت تمام زیر پا گذارده، آنها را در روز روشن مورد حمله قرار داده، تحت سرکوب و شکنجه های غیر انسانی قرار میدهد.

آقای کاظمینی بروجردی، نظیر هر شهروند این کشور، باید از حق زندگی صلح آمیز، آزادی نظر و بیان عقیده برخوردار گشته، از تعرض دسته جات آدم کش این رژیم تروریست و راهزن، مصون بماند. اکثریت مردم ایران، ضمن مخالفت با دخالت دین در حکومت، از آزادی مذاهب و عقاید دفاع نموده، سرکوبگری این رژِیم افسار گسیخته و دشمن همه اقشار دموکراتیک را، علیه حقوق اولیه مردم، محکوم میکنند.

شهروند تحت تهاجم آقای بروجردی در آخرین اطلاعیه خود، از مجامع بین المللی، قبل از همه، جمعیت دیده بان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل درخواست نموده، با گذراندن قطعنامه ای، از حق او و شهروندان همفکر ایشان، در باور به مذهب غیر سیاسی، دفاع نمایند. روشن است، درخواست مطرح شده، یک مطالبه اولیه و دموکراتیک بوده، سازمانهای مدافع حقوق بشر، بر اساس موازین خود، باید نسبت به آن واکنش نشان دهند. مجامع بین المللی در عین حال، باید نسبت به بازداشت دهها نفر از مردم تهران، صرفاً به دلیل دوستی و یا رابطه با روحانی نامبرده، اعتراض نموده، خواستار آزادی فوری بازداشت شده گان، و پایان هر گونه اعمال فشار و تهاجم، به محل سکونت و کار آقای بروجردی گردند.

اکبر تک دهقان
10 مهر ماه 1385- 2 اکتبر 2006

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رونوشت به:

1- سازمان دیده بان حقوق بشر
2- سازمان عفو بین الملل
3- رادیو بی بی سی
4- رادیو صدای آلمان
5- سایت اینترنتی بروسکه
www.hemid.com
6- سایت اینترنتی تشکل بین المللی نجات ایرانیان ( S0S ایران)
http://www.iransos.com
7-منتشرکننده لیست بازداشت شده گان در تهاجم مأموران رژیم، آقای کیانوش سنجری
ksanjari@gmail.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Monday, October 02, 2006

اقتصاد آلمان در شرایط بهبودی

------------------------------
بررسی اطلاعات اقتصادی- مالی در کشورهای صنعتی 2
در خدمت تدوین سیاست اقتصادی دموکراتیک در نظام دموکراتیک- شورایی
------------------------------

رضایت مدیران شرکتهای آلمانی از وضعیت اقتصادی کنونی

مونیخ- فضای عمومی اقتصاد داخلی آلمان، تصویر دوگانه ای را بمعرض نمایش میگذارد. این را میتوان از ارزیابی وضعیت فعالیتهای اقتصادی، از سوی انستیتوی پژوهشهای اقتصادی مونیخ*1 در ماه سپتامبر، برداشت نمود.

از یک طرف، مدیران 7000 شرکت صنعتی و بازرگانی، وضعیت کنونی خود را در بهترین حالت نسبت به ماه آوریل سال 1991، معرفی نمودند که طی آن، " نمودار وضعیت"، اقتصادی، در طول یک ماه، از 108،7 واحد به میزان 111،3 واحد، ترقی کرد. از سوی دیگر اما، پیش بینی نمودار توسعه بعدی وضعیت اقتصادی برای 6 ماه آینده، از 101،4 واحد به 98،9 واحد، تنزل یافت*2.

یکی از کارشناسان مؤسسه تحقیقاتی نامبرده، در این زمینه میگوید." در شرایط کنونی، روند باثبات همچنان ادامه یافته، اما برای سال آینده، سرعت بهبود اوضاع، کند خواهد شد".*3 همکار دیگری از این مؤسسه در عین حال بر عدم چرخش تعیین کننده در وضعیت اقتصادی اشاره نموده، مانع از ایجاد خوشبینی، نسبت به نظر همکار خود میگردد*4

نمودار وضعیت اقتصادی ارائه شده از سوی مؤسسه تحقیقاتی بالا، در ماه سپتامبر در مقایسه با ماه اوت، با تأکید، تقریباً ثابت باقی ماند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات:

*1 نشانی اینترنتی انستیتوی پژوهشهای اقتصادی در مونیخ: Ifo-Institut für
Wirtschaftsforschung
http://www.innovations-report.de/html/profile/profil-450.html

*2 Klaus Abberger، کارشناس نامبرده در بالا. نام افراد کمتر شناخته شده در اصل ترجمه در بالا، برای خواننده فارسی آورده نمی شود. نه ضروری است و نه به درک بهتر مطلب کمک میکند. این نامها در بخش توضیحات به آلمانی، ارائه میگردند. از این طریق باید برای خواننده، دنبال کردن و فکر کردن به اصل موضوع، تسهیل شود. این اما در مورد چهره های به اصطلاح مهم، فرق خواهد کرد.

*3 از این رو، وجود " تصویر دوگانه".

*4 صاحبنظر دومی Georg Nerb، بهبود کنونی وضعیت اقتصادی در آلمان را، نه ناشی از غلبه بر رکود مزمن اقتصادی، بلکه گرایش موقتی اوضاع، تا 6 ماه آینده ارزیابی میکند. او ظاهراً از این طریق تلاش میکند، توقع کارگران را مهار کرده، پیشاپیش، شروع تحرکات اتحادیه ها را، برای افزایش دستمزدها، غیر منطقی جلوه دهد.
------------------------------
اطلاعات مربوط به مطلب بالا:

Firmenchefs sind mit aktueller Lage zufrieden
http://www.frankfurterrundschau.de/in_und_ausland/wirtschaft/aktuell/?em_cnt=977532
امضاء نویسنده
tma
Erscheinungsdatum 27.09.2006
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تحرک در بازار کار ایالت هسن آلمان

بیکاری در ایالت هسن Hessen، به پایین ترین سطح خود، از ژانویه سال 2005 تنزل یافت/ قبل از همه، جوانان جوینده کار، از آن سود میبرند.

وضعیت اقتصادی در ایالت هسن، نیرو میگیرد.
فرانکفورت – در ماه سپتامبر، تعداد 9305 نفر، کمتر از ماه اوت و 23686 نفر، کمتر از سال گذشته، فاقد کار بوده اند. اضافه بر این، طی یک سال، عرضه محل کار آزاد نیز، بمیزان یک چهارم بیش از سال گذشته، افزایش یافته است. یکی از مسئولین اداره کار ایالت هسن، در روز پنج شنبه 28 سپتامبر، اوضاع را " رو به بهبود "، ارزیابی میکند. برای اولین بار پس از آغاز اجرای قانون جدید معروف به " اصلاحات هارتس 4 " (*1) در اوایل سال 2005، نرخ بیکاری در این ایالت، پایین تر از رقم 9 درصد قرار گرفته، به سطح 8،7 درصد، تنزل یافت.
مدیر کل مناطق ایالت هسن معتقد است، که وضعیت کنونی ادامه پیدا خواهد یافت و " ما در انتظار کاهش نرخ بیکاری در هسن، طی سال آتی نیز هستیم". این پیش بینی از طریق وجود واقعیت کاهش نرخ بیکاری از آغاز امسال، تقویت میگردد. مدیر نامبرده، در همان حال اما، یک چرخش اساسی در بازار کار را، حتمی نمی داند. از آنجا که تأثیر افزایش مالیات ارزش افزوده و اصلاحات در سیستم تندرستی آلمان، بساده گی قابل پیش بینی نیستند.

مقام اداری مذکور، روند مثبت بازار کار در ماه سپتامبر را، قبل از همه به بهبود وضعیت اقتصادی کنونی، مربوط میداند. تقاضا برای نیروی کار افزایش یافته است: در ماه سپتامبر، وجود 17540 محل کار آزاد جدید از سوی شرکتهای جوینده کارگر، به ادارات کار و مراکز کاریابی گزارش شده اند. درصد افزایش اشتغال مشمول پرداخت سهم صندوق تأمین اجتماعی، بر اساس جدیدترین آمار، در حدود 0،4 درصد بالاتر از سال قبل، قرار داشت. استخدام نیروی کار جدید، قبل از همه در رشته های حمل و نقل، در بخش هتل داری، در ارتباطات و در ارائه خدمات در بخش خصوصی، صورت گرفته است.

سودبرنده گان اصلی از وضعیت مثبت بازار کار، جوانان جوینده کار هستند. در میان گروه سنی پایین تر از 25 سال، نرخ بیکاری در ماه سپتامبر تا سطح 9،9 درصد، کاهش پیدا کرد. حتی در مقایسه با سال قبل، نرخ بیکاری در این گروه سنی، نزدیک به یک پنجم آمار بیکاران سال قبل، پایین آمده است. مدیر کل منطقه ای ایالت هسن، از این رو، بر بهره مندی جوانان دارای تخصصهای فنی از شرایط کنونی بازار کار، امیدوار است.

از اوضاع مناسب اقتصادی کنونی همچنین، بیکاران درازمدت نفع میبرند. آمار این بخش از بیکاران در این ایالت نیز، طی یک ماه بمیزان 3245 نفر و یا 1،8 درصد کمتر شده، به رقم 173000نفر بیکار درازمدت، بالغ گشت.
در مناطق مختلف ایالت هسن در آلمان، روند کنونی اقتصادی، بطور متفاوتی جریان پیدا کرد. در برخی از نواحی این ایالت، کاهش بیکاری از 1،6 درصد در فرانکفورت تا 8 درصد در شهر کوچک کورباخ ناحیه آوگنتور، متغیر بوده است. مناطق کاسل و فولدا، با 11،9 و 6،9 درصد، در بالاترین و پایین ترین سطح رده بندی آمار بیکاران این ایالت، قرار دارند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات

اسامی و عناوین

مدیر کل مناطق ایالت هسن: Wolfgang Forell
- شهرهای نامبرده در این متن:
Frankfurt.M
Agenturbezirk Korbach
Kassel
Fulda
-------------------------------
*1 اصلاحات هارتس 4 Hartz-4-Reformen

و یا دقیق تر: مرحله چهارم اصلاحات طرح کمیسیون هارتس و یا کمیسیون رفرم بازارکار. اتئلاف سوسیال دموکراتها و سبزها، پس از شروع دومین دور حکومت خود در سال 2002، براساس پیشنهادات کمیسیون هارتس و با انجام برخی تغییرات در آن، " قوانین چهارگانه ارائه خدمات مدرن" را بتصویب رساند. منظور از" خدمات " در اینجا، خدمات و اقدامات دولتی، برای مبارزه با بیکاری است.

پترهارتس، نام یکی از مقامات اداری در دولت گرهاد شرودر، صدر اعظم سابق آلمان بود. او یکی از مدیران کنسرن اتوموبیل سازی فولکس واگن( مدیر پرسنلی آن)، از سوی دولت سابق، طرحی را برای کاهش خدمات دولتی به بیکاران، و تسهیل کاریابی ارائه کرد. گرهاد شرودر خود در رأس شورای نظارت این کنسرن، همراه با فرد نامبرده، قرار داشت، که بزرگترین سهامدار آن، دولت ایالتی نیدرزاکسن Niedersachsen( شهر هانور، مرکز آن) است.

گرهاد شرودر، چندین دوره، نخست وزیر این ایالت بود. شرودر که در رأس یک ائتلاف سیاسی از حزب سوسیال دموکرات و حزب سبزها قرار داشت، در آخرین انتخابات در سپتامبر 2005، که بدلیل بحران ناشی از شکست حزب سوسیال دموکرات در انتخابات نورد راین وست فالنNordrhein-Westfallen، دو سال زودتر از موعد معمول آن برگزار گردید، رقابتهای سیاسی را، به نفع حزب دموکرات مسیحی و لیبرالها باخت. در نتیجه این انتخابات، یک دولت ائتلافی بزرگ از حزب سوسیال دموکرات و حزب دموکرات مسیحی، تحت رهبری خانم آنگلا مرکل از حزب دموکرات مسیحی، به قدرت رسید. در ادامه اجرای طرح هارتس در این دولت نیز، تغییری بوجود نیامده است.
--------------------------
اطلاعات مربوط به مطلب بالا:
Arbeitsmarkt kommt in Schwung
http://www.frankfurterrundschau.de/in_und_ausland/wirtschaft/aktuell/?em_cnt=979238
Petra Kirchhof
Erscheinungsdatum 29.09.2006
- تیتر اصلی در بالا برای هر دو مطلب، از سوی مترجم انتخاب شده است.
- در ترجمه، انتقال دقیق محتوا و نه ترجمه فنی صرف، مد نظر قرار گرفته، به شکلی مأنوس برای خواننده ایرانی، تنظیم شده است. برخی جملات، اندکی جابجا و متناسب با یکدیگر، قرار گرفته اند.
--------------------------
روزنامه اینترنتی فرانکفورتر روند شاو
ترجمه و توضیح: اکبر تک دهقان
9 مهر 1385- 1 اکتبر 2006
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها
www.behkish.blogfa.com
آرشیو شهریور 1385
http://www.rojhelatpres.com/agust-06/30-2.htm
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
www.j-shoraii.blogspot.com damawand158@yahoo.de نشانی جدید ای- میل.
www.kapital.blogfa.com www.behkish.blogfa.com